• صفحه اصلی
  • درباره ما
  • کافه فرهنگ
  • شعبه شهرستان ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • میز فرهنگ و سیاست |
  • میز فرهنگ رسانه و هنر |
  • میز فرهنگ و دین |
  • میز فرهنگ و اقتصاد |
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست |
  • میز فرهنگ رسانه و هنر |
  • میز فرهنگ و دین |
  • میز فرهنگ و اقتصاد |
  • میز فرهنگ و سازمان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
هاتف
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی رییس جمهور فرهنگی

ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-خانم مرجانه صومی

هاتف توسط هاتف
شهریور ۳, ۱۴۰۵
در رییس جمهور فرهنگی
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
418 4
0
ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-خانم مرجانه صومی
585
اشتراک گذاری ها
3.2k
بازدیدها
اشتراک گذاری در تلگراماشتراک گذاری در توییتر

 ویژگی‌های یک رئیس‌جمهور فرهنگی

فهم فرهنگی

اولین ویژگی اینکه دارای یک فهم فرهنگی باشد. نامزد انتخاباتی که شاید از رشته‌های مختلف مهندسی یا پزشکی یا رشته‌های متفاوت تحصیل کرده، کار کرده و تسلطی به حوزه فرهنگ نداشته و ارتباطی با حوزه فرهنگ نداشته، اگر بخواهد به عنوان یک شخصیت فرهنگی در دولت خودش ایفای نقش کند، باید حداقل صد ساعت با کارشناسان و نخبگان فرهنگی نشسته باشد، گفتگو کرده باشد، آسیب‌های فرهنگی، مسائل فرهنگی، حکمرانی فرهنگی، اینها را همه را شنیده باشد و فهم کرده باشد و توانسته باشد ارتباط وثیقی بین فرهنگ و سایر حوزه‌های حکمرانی در ذهن خودش شکل داده باشد

اگر یک چنین اتفاقی افتاده باشد و رئیس‌جمهور یا کاندیدای ریاست جمهوری توانسته باشد به این تسلط برسد، آن وقت هست ما می‌توانیم در باب فرهنگ با او وارد گفتگو بشویم

کسی که نخبگان فرهنگی، کارشناسان و فعالین فرهنگی را قبول داشته باشد و اگر خودش فهم فرهنگی و دانش فرهنگی خاصی ندارد، به دانش و فهم فرهنگی نخبگان و فعالان این عرصه احترام بگذارد.

سعه صدر و تحمل گفت‌وگوی فرهنگی

ویژگی دومی که شاید بشود برشمرد برای یک رئیس‌جمهور فرهنگی این است که دارای یک سعه صدر و شخصیتی باشد که بتواند گفتگوهای فرهنگی را تحمل کند

رئیس‌جمهوری باشد که تاب شنیدن حرف و نظری غیر از حرف و نظر خودش را داشته باشد. شخصیت اقتدارگرایی نداشته باشد که با شنیدن آنچه برخلاف نظر شخصی و میل و سلیقه سیاسی خودش هست برآشفته بشود؛ چرا که عرصه فرهنگ عرصه گفتگو، تحمل، نقدپذیری و تنوع و گوناگونی است

رئیس‌جمهور اقتدارگرایی که تنها خودش و اطرافیان محدود خودش را در عرصه فرهنگ قبول داشته باشد، نمی‌تواند وارد گفتگو با اهالی فرهنگ بشود و نمی‌تواند فهم فرهنگی درستی داشته باشد.

توجه به فرهنگ عمومی و پیوست فرهنگی

ویژگی دیگر رئیس‌جمهور فرهنگی می‌تواند این باشد که به حوزه فرهنگ عمومی و حوزه عمومی فرهنگ ارزش قائل بشود و برای آن اصالت قائل بشود

رئیس‌جمهوری که این درک و این فهم و این خودآگاهی را داشته باشد که هر حرکت، صحبت، تصمیم و رویکردی که او و وزیران او و مجموعه قوه مجریه در طول این سال‌هایی که قدرت در دستشان هست دارند، رئیس‌جمهور فرهنگی، رئیس‌جمهوری است که برای حوزه عمومی فرهنگ و فرهنگ عمومی مردم احترام قائل باشد و بداند که هر رفتار، گفتار و کرداری که از او و دولتش سر بزند، در حوزه فرهنگ عمومی اثرگذار خواهد بود و باعث می‌شود که در فرهنگ سیاسی مردم، اخلاق عمومی مردم، اثرات مخرب یا مؤثر مثبتی داشته باشد.

اگر رئیس‌جمهور به این خودآگاهی و دقت نظر برسد، آن وقت است که می‌تواند اعتقاد راسخی به پیوست فرهنگی داشته باشد و هنگامی که دوگانه‌ای پیش می‌آید بین منافع سیاسی، حزبی، جناحی و منافع فرهنگی، اجتماعی و بلندمدت جامعه ایران، بتواند آن منافع فرهنگی و اجتماعی و بلندمدت را بر منافع سیاسی و حزبی کوتاه‌مدت خودش ارجح بداند

در حوزه پیوست فرهنگی، یک رئیس‌جمهور باید به آن باور داشته باشد و به جد از همه وزرا و کابینه خودش آن را پیگیری کند و هیچ طرحی را اجازه تصویب به او ندهد بدون اینکه پیوست و پیامدهای فرهنگی آن بررسی شده باشد و ارزیابی شده باشد و این سیستم هزینه‌فایده را از امور اقتصادی صرف، به امور سیاسی صرف، به امور فرهنگی تسری بدهد؛ به نفع فرهنگ، نه به ضرر فرهنگ

اصالت آموزش و پرورش و آموزش عالی

ویژگی دیگری که رئیس‌جمهور فرهنگی می‌تواند داشته باشد این است که برای حوزه آموزش اصالت قائل بشود

آموزش هم به معنای آموزش و پرورش، هم به معنای آموزش عالی، هم به معنای آموزش عمومی

رئیس‌جمهوری که امور آموزشی، چه در حوزه آموزش و پرورش، آموزش عالی و سایر حوزه‌ها را یک امر روزمره بداند و دنبال رتق و فتق اقتصادی امور فقط باشد و روزها را پشت سر هم بگذارند و بگوید امسال هم گذشت، حقوق معلم‌ها را امسال هم دادیم، معوقات ما فقط اینقدر است، این رئیس‌جمهور که اصالت برای حوزه فرهنگ و آموزش قائل نیست، نمی‌تواند اثرگذاری بلندمدتی داشته باشد و نمی‌تواند به تحول فرهنگی فکر کند، نمی‌تواند تصمیم فرهنگی درستی بگیرد

این چهار تا ویژگی رئیس‌جمهور فرهنگی.

ساختارهای فرهنگی و تعدد شوراهای عالی

در بحث ساختارها، شوراهای عالی را بگویم

اگر بخواهیم وارد ساختارهای فرهنگی و نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی

ایران در طول چهل سال گذشته بشویم، با یک فربهی ساختار مواجهیم؛ در حدی که ما در کل ساختار اداره یک کشور بالغ بر سیصد شورای عالی داریم

شوراهای عالی به شوراهایی اطلاق می‌شود که رئیس‌جمهور رئیس آن هست و یکی از وزرا دبیر آن هست یا یکی از معاونین آن، یا وزیر در آن شورای عالی رئیس هست و معاونین آن دبیر آن شورا هستند.

اگر بخواهیم به شوراهای فرهنگی بپردازیم که در رأس آن شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار دارد، بیش از ده شورای فرهنگی ما داریم که همه آنها رئیس‌جمهور رئیس هست و یکی از وزیران آن یا معاونین آن، در کثرت دبیر آن شورا قرار می‌گیرند؛ مانند شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی آموزش و پرورش، شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری، شورای عالی توسعه فرهنگ قرآنی، شورای عالی توسعه و ترویج فرهنگ شهادت و ایثار، شورای عالی آموزش و پرورش، شورای عالی خانواده و اگر بخواهیم بشماریم شوراها را، همچنان ادامه خواهند داشت

در حالی که اگر رئیس‌جمهور بخواهد روزهای خودش را تقسیم بکند بین شوراهای عالی، حداقل باید در هر روز در یک شورای عالی در کشور شرکت کند.

و آیا واقعاً یک رئیس‌جمهور با تعدد وظایفی که دارد، توان این کار را دارد؟ به لحاظ وقتی حتی اگر وقتش را داشته باشد، به لحاظ ذهنی، به لحاظ آمادگی فکری، و صاحب ایده بودن و اینکه در جلسه فقط مسئول سپردن و پاس دادن بحث‌ها به اعضای جلسه نباشد و صاحب‌نظر باشد و بتواند اثرگذاری فرهنگی داشته باشد، آیا این تعدد و تکثری که وجود دارد این امکان را به یک رئیس‌جمهور خواهد داد؟

 تشتت نهادها و ضرورت حکمرانی فرهنگی

پس اگر ما از رئیس‌جمهور فرهنگی صحبت می‌کنیم یا اگر توقع داریم که رئیس‌جمهور در حوزه فرهنگ یا دولت در حوزه فرهنگ کار بکند، یکی از معضلات و یکی از جاهایی که در واقع زمین‌گیر می‌کند دولت‌ها را در عرصه فرهنگ، همین نهادها و ساختارهای متعدد هست.

غیر از شوراها، ما با نهادهای متعددی زیر مجموعه خود وزارت ارشاد مواجه هستیم که زیر مجموعه دولت است و هر یک از وزارتخانه‌ها نهادهایی زیر مجموعه خودشان دارند که آنها هم رویکردها و کارکردهای فرهنگی دارند

پس اگر بخواهیم تحول فرهنگی ایجاد کنیم، اگر بخواهیم کار فرهنگی انجام بدهیم، باید ابتدا چاره‌اندیشی بشود برای این تشتتی که وجود دارد و برای حکمرانی فرهنگی فکر بشود و از این چندپارگی، فرهنگ را نجات بدهیم.

این تشتت نهادها باعث شده که شورای عالی وجود داشته باشد که هفت سال رئیس‌جمهور وارد آن شورا نشده؛ یعنی هفت سال این شورای عالی آموزش و پرورش جلسه‌ای تشکیل نداد

وقتی وارد آسیب‌های فرهنگی می‌شویم، همه نخبگان اذعان دارند یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها، حوزه آموزش و پرورش هست و اگر می‌خواهیم اصلاحی تحولی به حوزه آموزش به شدت ایجاد بکنیم، باید حتماً بپردازیم

اما رئیس‌جمهوری که اهتمامی ندارد برای حتی سالی یک بار حضور در جلسات آن شورا، یا رئیس‌جمهوری مواجه بودیم که مر قانون مبنی بر تشکیل مداوم و هفتگی جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی را زیر پا گذاشته و بیش از پنج ماه در جلسات شرکت نکرده، در حالی که در قانون آمده اگر رئیس‌جمهور نمی‌تواند در جلسه شورا شرکت کند، یکی از رؤسای قوای دیگر، مقننه و قضاییه، باید ریاست جلسه را به عهده بگیرند. حتی ایشان این اجازه را نداده

وقتی شورای عالی انقلاب فرهنگی یک کشور پنج ماه تعطیل باشد و مصوبات و تصمیمات مهمی پشت در شورا صف بکشند، به خاطر عدم تاب‌آوری ریاست جمهوری نسبت به نقدهایی که در جلسه عنوان می‌شود، ما نباید توقع خاص فرهنگی از آن دولت داشته باشیم.

 شورای عالی خانواده و مسئله سیاست‌گذاری فرهنگی

یا در رابطه با شورای عالی خانواده، شورای عالی خانواده در کشور بر اساس نیازی که دلسوزان و نخبگان و فرهیختگان احساس می‌کنند تشکیل می‌شود با کمک مجلس.

اما در دولت یازدهم و دوازدهم می‌بینیم به خاطر عدم التزام فرهنگی که وجود دارد و سیاسی‌کاری‌هایی که در حوزه زنان و خانواده وجود دارد، این شورا تشکیل جلسه نمی‌دهد

بعد به صورت غیرقانونی یک ستاد ملی زن و خانواده تشکیل می‌شود. حتی آن ستاد هم با اقبال ریاست جمهوری مواجه نمی‌شود. یک بار در طول شش سال در این ستادشان حضور پیدا می‌کند و نتیجه‌اش این می‌شود که شاخص‌های عدالت جنسیتی را از حوزه بین‌الملل اخذ کنیم و در کشور اجرا کنیم، بدون اینکه فکر بشود آیا سیاست‌های عدالت جنسیتی بین‌المللی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی ما منطبق است، آیا می‌تواند مفید باشد، آیا می‌تواند ما را به جلو ببرد یا نه

صرف این که بین‌المللی هست و ما می‌خواهیم با شاخص‌های روز دنیا جلو برویم، از همه عواقب آن چشم‌پوشی می‌کنیم.

این عدالت‌های جنسیتی، عدالت جنسیتی در حوزه زنان، یکی از شاخص‌هایش تضعیف نقش مادری هست. فرهنگی که مادری در آن تضعیف بشود، خانواده در آن تضعیف بشود، مطمئناً جامعه را تضعیف می‌کند و رو به اضمحلال می‌برد.

یا شاخص‌های دیگری

که در این سند وجود دارد و به اذعان همه کارشناسان و دلسوزان این حوزه نمی‌تواند پیامدهای فرهنگی مناسب و مؤثری در کشور ما به جای بگذارد

یا مثال دیگری که در این حوزه می‌شود آورد، شورای عالی معماری و شهرسازی هست.

معماری، شهرسازی و گردشگری؛ غفلت از فرهنگ

سال‌های سال است که کسی از این شورا اسمی نشنیده. در زمستان نود و نه تصمیم گرفته شده بعد از سال‌ها این شورا احیا بشود

ما می‌بینیم در حوزه معماری، شهرسازی ما هیچ اثری از فرهنگ غنی خودمان در این حوزه نمی‌بینیم. ما هیچ اثری از سال‌های سال، سده‌های متعدد پشتوانه فکری، پشتوانه فرهنگی ما بوده و بروز و ظهور بسیار خوبی در زندگی ایرانی داشته و متناسب با شرایط خانواده و جامعه ایرانی بوده، الان هیچ چیزی از آن باقی نمانده و ما این میراث عظیم فرهنگی خودمان را با بی‌توجهی و با غفلت‌هایی که داشتیم داریم از دست می‌دهیم

یا در حوزه گردشگری همین‌طور. ما ورود به حوزه گردشگری می‌کنیم، سیاست‌ها یکی از برنامه‌های توسعه را بر اساس تقویت حوزه گردشگری قرار می‌دهیم، اما تقویت حوزه گردشگری ما منجر به آسیب‌های شدید به حوزه محیط زیست می‌شود

این جزیره‌ای نگاه کردن، این جزیره‌ای نگاه کردن و نگاه جامع به حوزه فرهنگ نداشتن، یکی از بزرگترین آسیب‌هایی بوده که به حوزه فرهنگ وارد شده

شاید اگر بخواهیم از بزرگترین غفلت یا اشتباه دولت‌ها در عرصه فرهنگ در این سال‌ها صحبت کنیم، بحث ویترینی شدن فرهنگ اشاره کنیم

همه از فرهنگ صحبت می‌کنند، همه در اهمیت و در رسای فرهنگ سخنرانی می‌کنند، نطق و خطابه می‌کنند، اما پشت این ویترین چیزی وجود ندارد

یعنی الان آگاهی‌های خاصی ندارند نسبت به آن چیزی که دارند بیان می‌کنند. حتی این عدم آگاهی‌ها و این عدم شناخت‌ها و این دانش نداشتن‌های افراد وارد حوزه‌های عملیاتی، تصمیمی و اجرایی هم می‌شود.

ما می‌بینیم جشنواره‌های بسیاری برگزار می‌کنیم، بدون اینکه در این مورد اهداف فرهنگی خاصی را دنبال کنیم

مثلاً می‌شود به جشنواره فیلم فجر اشاره کرد. سال‌های سال شاید جشنواره فیلم فجر هستیم، اما این جشنواره‌ها چقدر توانستند فرهنگ ملی ما را تقویت کنند؟

ویترینی شدن فرهنگ و پیامدهای جشنواره‌ها

چقدر توانستند فرهنگ ایرانی و اسلامی را ارتقا بدهند؟

چقدر توانستند با نقد و جرح و تعدیل فرهنگی به مسائل اجتماعی ما نگاه کنند، به مسائل سیاسی نگاه کنند و در نهایت این جشنواره‌ها و برگزاری آنها به مردم و به اهالی فرهنگ کمک بکند تا بتوانند اشتباهات خود را اصلاح کنند و نگاه رو به جلو داشته باشند و پیشرفت کنند؟

چقدر این جشنواره‌ها توانسته به انسجام ملی ما کمک بکند؟

وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم پیامدهای جشنواره‌ها و رویدادهای ویترینی فرهنگی ما باعث ایجاد شکاف‌های عمیق هم در فرهنگ، هم در عرصه اجتماع شده.

یعنی نه تنها به انسجام ملی و به وحدت ملی و به فرهنگ ایرانی اسلامی ما کمکی نکرده، بلکه باعث ایجاد شکاف‌های عمیق در جامعه شده و فرهنگ که عامل وحدت‌آفرین ما باید باشد، تبدیل به عامل شکاف، انشقاق و انقطاع بین نسل‌های ما دارد می‌شود.

چرا که در حوزه فرهنگ ما احساس می‌کنیم همه‌مان همه چیزدان هستیم و فرهنگ چیزی نیست که احتیاج باشد نسبت به آن مطالعه‌ای صورت بگیرد، واقعاً نسبت به آن پژوهش‌های عمیق با اصالتی صورت بگیرد

پژوهشکده‌هایی وجود دارند که در حوزه فرهنگ تحقیق می‌کنند، پژوهش می‌کنند، اما این پژوهش‌ها دردی از فرهنگ و اجتماع ما دوا نمی‌کند، راه‌حلی ارائه نمی‌دهد و فقط صرف پژوهش‌هایی هستند که کتاب می‌شوند، چاپ می‌شوند و در کتابخانه‌ها خاک می‌خورند

نه اهل سیاست و اجرای ما توان استفاده از آن نظریه‌ها و پژوهش‌های فرهنگی را دارند، نه اهل نظر ما توانایی تولید و نظریه‌پردازی در حوزه فرهنگ را دارند.

ضعف تولید دانش و نظریه‌پردازی فرهنگی

شاید غرهای فرهنگی زیاد بزنیم، شاید انتقادات فرهنگی زیاد صورت بگیرد، اما اینکه اینها تبدیل به یک دانش بشوند، تبدیل به یک دانش بشوند، تبدیل به پشتوانه عملکرد دولت‌ها و مسئولین فرهنگی در همه عرصه‌های مختلف بشوند، وجود نداشته و این غفلت تاریخی شاید باعث بشود ما از آن راه تمدنی که در پیش گرفتیم با پیروزی انقلاب اسلامی دور بشویم و از آن مسیر فاصله بگیریم و وارد مسیرهای دیگری بشویم.

در حالی که حتی این از مسیر خارج شدن را خودمان درک نمی‌کنیم و متوجه‌اش نیستیم و برایش چاره‌اندیشی نمی‌کنیم

گزارش‌های فرهنگی و نبود نظارت

بحث گزارش‌های فرهنگی و عدم نظارت‌ها، پیامدهای همان ویترینی شدن و معرفت نداشتن است.

یکی از پیامدهای امر ویترینی شدن فرهنگ در جامعه این هست که ما امکان سنجش و نظارت بر امر فرهنگ را نداریم.

ما در طول این سال‌ها هیچ وقت نتوانستیم بسنجیم که در فرهنگ پیشرفت کردیم یا پسرفت کردیم

شاخص‌های کیفی مناسب برای سنجش امور فرهنگی و مسائل فرهنگی را نداریم

به عنوان مثال

شورایی تشکیل می‌شود با عنوان شورای ترویج یا ستاد ملی ترویج فرهنگ قرآنی، آیا ما شاخص کیفی داریم ببینیم در زندگی روزمره مردم، در فرهنگ و کنش بین اقشار مختلف جامعه، آیا این فرهنگ قرآنی توانسته ترویج بشود؟ نه

ما همیشه در شوراهای عالی مصوباتی داریم و مصوبات به دستگاه‌ها ابلاغ می‌شود و دستگاه‌های مختلف موظفند نسبت به همه این شوراها پاسخگو باشند و گزارش‌هایی به صورت فصلی یا سالانه به این شوراها بدهند که در زمینه هر یک از این تصمیماتی که در آن شورا گرفته شده، اینها چه عملکردی داشتند

گزارش‌سازی و موازی‌کاری دستگاه‌های فرهنگی.

خوب شما در نظر بگیرید یک وزارتخانه‌ای مانند وزارتخانه آموزش و پرورش با هزاران هزار مسئله و کاری که بر دوشش هست، حالا از هر کدام از این شوراهای عالی وظایفی بر این وزارتخانه بار می‌شود؛ در حوزه فرهنگ، در حوزه عفاف و حجاب، در حوزه فرهنگ ایثار و شهادت، فرهنگ قرآنی، فرهنگ عمومی و قس علی هذا و این وزارتخانه موظف هست سالانه به تک‌تک اینها گزارش بدهد.

اتفاقی که در عمل می‌افتد چی هست؟ این است که هر کدام از این دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها می‌آیند یک گزارش عملکرد فرهنگی آماده می‌کنند، جلد این را عوض می‌کنند؛ یک بار به ستاد فرهنگ ایثار و شهادت می‌دهند، یک بار به ستاد امر به معروف و نهی از منکر می‌دهند، یک بار به ستاد عفاف و حجاب می‌دهند.

و وقتی این گزارش‌ها مطالعه و بررسی می‌شود، می‌بینید اقدامات بسیار نامرتبط و نامنسجم و ناهماهنگی با موضوعاتی که در روی جلد درج شده، در آنها وجود دارد

و این به خاطر این است که خود آن وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی و دستگاه‌هایی که به عنوان مسئول شناخته می‌شوند در حوزه‌های فرهنگی که باید اقداماتی انجام بدهند، خودشان به این درک نرسیدند که باید این کار را انجام بدهند، سیاست و برنامه‌ای ندارند و فقط برای رفع تکلیف و فقط برای گرفتن یک سری بودجه‌های فرهنگی، برای اینکه پاسخگو نسبت به آن بودجه‌ها باشند، یک سری کارهایی را جمع‌آوری می‌کنند، همراه با عکس و فیلم و خیلی گزارشات رسانه‌ای خوب، اما در محتوا چیزی را به جامعه اضافه نکردند.

سطحی بودن گزارش‌های عملکرد فرهنگی

وقتی ما در گزارش‌هایی مانند گزارش ستاد پیگیری مصوبه هشتصد و بیست و پنج شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با عفاف و حجاب هست، در استان‌های مختلف، در دستگاه‌های مختلف نگاه می‌کنیم، از برگزاری مسابقه اسب‌دوانی ما مواجه می‌شویم به عنوان گزارش عملکرد برای این قانون.

تا شما در نظر بگیرید حضور یک خانم در یک برنامه کوهنوردی که با چادر حضور پیدا کرد.

یعنی ببینید گزارش‌های عملکرد فرهنگی ما به شدت سطحی، سخیف و نامرتبط هستند و هیچ دستگاهی و هیچ سیستمی برای ارزیابی اینها، سنجش اینها و نظارت بر عملکرد فرهنگی دستگاه‌ها وجود ندارد و تعریف نشده

علی‌رغم وظایف متعدد و متکثری که در دستگاه‌ها بار می‌شود در این حوزه، اما از این طرف خروجی خاصی نداریم

و این می‌شود که ما می‌بینیم علی‌رغم شوراهای متعدد، نهادهای مختلف و قانون‌های متکثری که ما در حوزه فرهنگ داریم، در کف جامعه اتفاق خاصی نمی‌افتد.

فاصله تصمیمات فرهنگی با واقعیت جامعه

در کف جامعه ما می‌بینیم انگار فرهنگ عمومی دارد به یک سمت حرکت می‌کند و ما در پشت درهای بسته در حال تصویب قوانینی هستیم و بار کردن مسئولیت‌هایی به ستادها و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی هستیم که آنها از پس اینها بر نمی‌آیند و توان اجرایی کردن آنها را ندارند

شاید یکی از عواملی که باعث می‌شود که یک رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور فرهنگی به حساب نیاید و ما نتوانیم از او توقع داشته باشیم در عرصه فرهنگ تحولی را رقم بزند یا کاری را صورت بدهد، این هست که حوزه مشاوران رئیس‌جمهور و حوزه وزیران فرهنگی رئیس‌جمهورها به چه نحوی شکل می‌گیرد و این افراد از کجا انتخاب می‌شوند و آیا آنها اهالی فرهنگ هستند و حاضرند و قادرند که واقعاً وارد گفتگو با اهالی فرهنگ بشوند و آیا اهالی فرهنگ آنها را به عنوان رابط خودشان با دولت قبول می‌کنند و حاضرند که حرف‌های خودشان را، نظرات خودشان را و کارشناسی‌های خودشان را به او منتقل کنند؟

نقش مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور

ما شاهد این بودیم در طول این سال‌ها، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور تبدیل شده به مدافع منافع حزبی رئیس‌جمهور و نه تنها با اهالی فرهنگ گفتگویی نداشته، بلکه هر جا سخنی برخلاف منافع شخصی رئیس‌جمهور یا منافع سیاسی حزب خاص او گفته شده، وارد چالش و جدال با مخالفین و منتقدین شده و نتوانسته در عرصه فرهنگ ورود خاصی داشته باشد

یا رئیس‌جمهوری که ادعا می‌کند من حقوقدانم، و از من توقعاتی در حوزه‌های دیگر نداشته باشید

رئیس‌جمهور حتی اگر حقوقدان هم باشد، در عرصه فرهنگ ما از او می‌توانیم توقع داشته باشیم که به حقوق فرهنگی و عدالت فرهنگی بیندیشیم، بر اساس وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذاشته و بر اساس اختیاراتی که به او داده شده در قانون اساسی، مجری عدالت فرهنگی باشد و به حوزه حقوق فرهنگی ورود پیدا بکند.

اما حتی این حداقل‌ها را هم رؤسای جمهور گذشته نداشتند

فاصله تصمیمات فرهنگی با واقعیت جامعه

در کف جامعه ما می‌بینیم انگار فرهنگ عمومی دارد به یک سمت حرکت می‌کند و ما در پشت درهای بسته در حال تصویب قوانینی هستیم و بار کردن مسئولیت‌هایی به ستادها و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی هستیم که آنها از پس اینها بر نمی‌آیند و توان اجرایی کردن آنها را ندارند.

شاید یکی از عواملی که باعث می‌شود که یک رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور فرهنگی به حساب نیاید و ما نتوانیم از او توقع داشته باشیم در عرصه فرهنگ تحولی را رقم بزند یا کاری را صورت بدهد، این هست که حوزه مشاوران رئیس‌جمهور و حوزه وزیران فرهنگی رئیس‌جمهورها به چه نحوی شکل می‌گیرد و این افراد از کجا انتخاب می‌شوند و آیا آنها اهالی فرهنگ هستند و حاضرند و قادرند که واقعاً وارد گفتگو با اهالی فرهنگ بشوند و آیا اهالی فرهنگ آنها را به عنوان رابط خودشان با دولت قبول می‌کنند و حاضرند که حرف‌های خودشان را، نظرات خودشان را و کارشناسی‌های خودشان را به او منتقل کنند.

نقش مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور

ما شاهد این بودیم در طول این سال‌ها مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور تبدیل شده به مدافع منافع حزبی رئیس‌جمهور و نه تنها با اهالی فرهنگ گفتگویی نداشته، بلکه هر جا سخنی برخلاف منافع شخصی رئیس‌جمهور یا منافع سیاسی حزب خاص او گفته شده، وارد چالش و جدال با مخالفین و منتقدین شده و نتوانسته در عرصه فرهنگ ورود خاصی داشته باشد.

یا رئیس‌جمهوری که ادعا می‌کند من حقوقدانم، و از من توقعاتی در حوزه‌های دیگر نداشته باشید

باشه، رئیس‌جمهور حتی اگر حقوقدان هم باشد، در عرصه فرهنگ ما از او می‌توانیم توقع داشته باشیم که به حقوق فرهنگی و عدالت فرهنگی بیندیشیم، بر اساس وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذاشته و بر اساس اختیاراتی که به او داده شده در قانون اساسی، مجری عدالت فرهنگی باشد و به حوزه حقوق فرهنگی ورود پیدا بکند.

اما حتی این حداقل‌ها را هم رؤسای جمهور گذشته نداشتند.

#خانم_مرجانه_صومی

پست قبلی

رئیس جمهور فرهنگی کیست؟

پست‌ بعدی

ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-آقای بدره

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها

  • –
  • افراد شاخص
  • رییس جمهور فرهنگی
  • کافه فرهنگ
  • میز فرهنگ رسانه و هنر
  • میز فرهنگ و اقتصاد
  • میز فرهنگ و دین
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست

مرکز “هاتف” مسائل فرهنگی ایران را با تحلیل عمیق و داده‌های دقیق بررسی می‌کند. مأموریت ما تبدیل چالش‌های فرهنگی به فرصت‌های رشد است. این کار توسط سه تیم “رصد”، “فکری” و “مدیریت” انجام می‌شود که مسئله را رصد، تحلیل و به گزارش کاربردی برای تصمیم‌سازان تبدیل می‌کنند. هاتف پلی بین علم و سیاست برای تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت است.

دسته بندی ها

  • –
  • افراد شاخص
  • رییس جمهور فرهنگی
  • کافه فرهنگ
  • میز فرهنگ رسانه و هنر
  • میز فرهنگ و اقتصاد
  • میز فرهنگ و دین
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست

نوشته‌های تازه

  • سیاست‌گذاری فرهنگی، هنر و ادبیات و اولویت‌های دولت آینده
  • ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-آقای بدره
  • ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-خانم مرجانه صومی
  • رئیس جمهور فرهنگی کیست؟
  • فرهنگ در تنگنای حکمرانی

© 2025 تمامی حقوق برای مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف محفوظ می باشد.

  • درباره ما
  • شعبه شهرستان ها
  • صفحه اصلی

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • صفحه لندینگ
  • خرید جی نیوز
  • پشتیبانی
  • سوالات پیش از خرید
  • تماس با ما

© 2025 تمامی حقوق برای مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف محفوظ می باشد.