• صفحه اصلی
  • درباره ما
  • کافه فرهنگ
  • شعبه شهرستان ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • میز فرهنگ و سیاست |
  • میز فرهنگ رسانه و هنر |
  • میز فرهنگ و دین |
  • میز فرهنگ و اقتصاد |
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست |
  • میز فرهنگ رسانه و هنر |
  • میز فرهنگ و دین |
  • میز فرهنگ و اقتصاد |
  • میز فرهنگ و سازمان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
هاتف
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی رییس جمهور فرهنگی

سیاست‌گذاری فرهنگی، هنر و ادبیات و اولویت‌های دولت آینده

هاتف توسط هاتف
شهریور ۳, ۱۴۰۵
در رییس جمهور فرهنگی
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
418 4
0
سیاست‌گذاری فرهنگی، هنر و ادبیات و اولویت‌های دولت آینده
585
اشتراک گذاری ها
3.2k
بازدیدها
اشتراک گذاری در تلگراماشتراک گذاری در توییتر

نسبت رئیس‌جمهور با هنر و ادبیات

من فکر می‌کنم به توقعی که من از رئیس‌جمهور دارم، حالا به یه جمله بهتر بگیم. این روزها که تبلیغات داره انجام می‌شه و چهره‌های سیاسی دارن خودشون رو معرفی می‌کنند به مردم، همین الانش از هنر و ادبیات خیلی استفاده می‌کنه. یعنی توی از شعر زیاد استفاده می‌شه، از شعار زیاد استفاده می‌شه، از مستند، از گرافیک، از خطاطی، از همه هنرها تقریباً داره استفاده می‌شه.

ولی فقط در همین دو هفته برای گفت‌وگو با مردم انگار از این هنرها استفاده می‌کنن، اون هم به عنوان یه ابزار، شاید صرفاً تبلیغاتی یا جنگ روانی

من امیدوارم بعد از انتخابات، اولاً همچنان پیوند اون کسی که انتخاب می‌شه و رأی می‌آره با فضای هنر و ادبیات برقرار بمونه و این پیوند از این حالت سطحی خودش، از حالت شعاری و تبلیغاتی و جنگ روانی خودش خارج بشه و واقعاً به ادبیات و هنر به عنوان آن چیزی که هست، یعنی ادبیات و هنر، یعنی مهم‌ترین ابزار گفت‌وگوی انسانی، نگاه بشه

فکر می‌کنم که اگر رئیس‌جمهور بعد از انتخاب شدن و حتی در زمان تبلیغات، نگاه متفاوتی به این دو مقوله، یعنی هنر و ادبیات، داشته باشه، شاید نصف راه رو طی کرده باشیم

ویژگی‌های نگاه متفاوت رئیس‌جمهور به هنر و ادبیات

این نگاه باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه و ما یا مخاطب باید دنبال چه چیزهایی باشیم؟

من در این مورد آرزوهام رو می‌گم

من آرزو دارم رئیس‌جمهورم هفته‌ای یه کتاب شعر بخونه، ورق بزنه

آرزو دارم رئیس‌جمهور ایران، نمی‌گم حالا ماهی، هر دو ماهی، سه ماهی یک بار، یه رمان ایرانی بخونه.

خودش آرزو دارم رئیس‌جمهور ایران از سینمای ایران و فیلم‌های ایرانی بی‌خبر نباشه، از تئاتر رفتن، از کنسرت رفتن نترسه

دوست دارم که وقتی که با مردم حرف می‌زنه، در حافظه شعرهایی که مردم هم خودشون با اون شعرها دارن با هم تکلم می‌کنند و حرفاشون رو به هم می‌زنن، او هم از شعر استفاده بکنه

آرزو دارم رئیس‌جمهور، اگه رهبر ما مثلاً سالی یک بار یه جلسه خیلی دوستانه، عمیق و دقیق با شعرا برگزار می‌کنه تا تازه‌ترین شعرهای شعرا رو بشنوه و این رو تبدیل کرده به یه سنت که پیوند بین رهبر مملکت با ادبا رو هر ساله شکل می‌ده، دوست دارم رئیس‌جمهور حداقل سالی دو بار، سه بار این نشست‌ها رو داشته باشه با اهل فرهنگ و هنر و فقط گوینده نباشه، شنونده باشه، بشنوه

شاید اینا آرزوهای دوردستی به نظر برسه، اما فکر می‌کنم مردم ایران شایستگی این رو دارن که رئیس‌جمهورشون در این حد از ارتباط رو با هنر و ادبیات ایرانی داشته باشه.

هنر و ادبیات؛ گفت‌وگوی اصیل انسانی

اگر حالا اینجوری ادبیات و هنر شاید زیباترین و عمیق‌ترین شکل گفت‌وگوی انسانی رو شکل می‌ده

این گفت‌وگو چه بین مردم با مردم، چه از جانب مردم خطاب به مسئولین و دولتمردان و چه برای گفت‌وگو و ایجاد مفاهمه بین مسئولان با مردم می‌تونه به کار بره

در دوره تبلیغات انتخاباتی، معمولاً چهره‌ها و افرادی که می‌خوان انتخاب بشن، از این تا حدودی، البته در حد جنگ روانی و اینا، استفاده می‌کنند؛ از انواع این هنرها

ولی باید به نظرم بعد از انتخاب شدن، نه به عنوان یه ابزار، بلکه به عنوان یک گفت‌وگوی اصیل، یک ابزار گفت‌وگوی اصیل، به ادبیات و هنر نگاه کنیم

 مهم‌ترین کج‌فهمی دولت‌ها و سیاستمداران درباره هنر و ادبیات

مهم‌ترین کج‌فهمی که رؤسای جمهور یا دولت‌های جمهوری اسلامی از هنر و ادبیات داشتند رو چه چیزی می‌دونید؟

فکر می‌کنم ابزاری دیدن هنر و ادبیات و اینکه هنر و ادبیات انگار یک ظرف کاملاً فرم‌پذیر و شکل‌پذیریه که هر چیزی رو که بخوایم بگیم، تنها کافیه که اراده کنیم و به یک شاعر، یک فیلمساز، یک هنرمند بگیم و او هم همون رو در قالب اون هنر به مردم برسونه

این نگاه ابزاری که در واقع باید گفت نگاه تبلیغاتی به هنره و ندیدن جوشش هنری، ندیدن اینکه خواست خود هنرمند چیه

یک هنرمند یک انسانیه که می‌خواد حرف بزنه و درسته که نیازمند محتواست و باید اهل مطالعه، اهل شنیدن و اهل تعامل با حاکمیت هم حتی باشه، اما در نهایت اون چیزی که او می‌گه و اون حرفی که خودش تشخیص می‌ده، اون احتمالاً مایه و ماندگاری خیلی بیشتری داشته باشه

و شاید مهم‌ترین کج‌فهمی اهل سیاست از هنر همین باشه.

 ضعف سیاست‌گذاری

در حوزه ادبیات

در حوزه سیاست‌گذاری برای هنر و ادبیات چطور؟

من درباره ادبیات صحبت بکنم. تقریباً ضعف سیاست‌گذاری در حوزه ادبیات اینه که اصلاً سیاست‌گذاری در این حوزه وجود نداره

ما نه برنامه‌ریزی بلندمدتی، نه سیاست‌های مدون و مشخصی و نه حتی شناخت روشنی از حوزه ادبیات در مجموعه دولتمردان نداریم.

استعدادیابی ادبی

یک نیاز مهم فضای ادبیات، به نظرم فراهم بودن و باز بودن مسیر استعدادیابی ادبیه.

یعنی ماها تقریباً الان می‌تونیم تشخیص بدیم که این دانش‌آموز یا این دانشجو، در سنینی که تازه شعر گفتن رو شروع کرده یا داستان نوشتن رو شروع کرده، اگر بتونه متمرکز بشه در آموزش ادبی، این بعد از ده سال، بیست سال تبدیل به یه نخبه ملی یا جهانی در حوزه ادبیات می‌تونه بشه.

اما این مسیر و این میل و تلاش برای شناسایی استعدادها و بعد پرورش اون‌ها، هیچ برنامه و سازوکاری در کشور براش وجود نداره.

در حوزه ادبیات، در سایر هنرها هم تقریباً همینطوره؛ ولی تو حوزه ادبیات رو من با اطلاع دقیق می‌گم

ما به استعدادیابی نیاز داریم، به آموزش جدی در حوزه ادبیات، شعر و داستان نیاز داریم؛ یعنی چیزی که تقریباً در آموزش‌های رسمی ما وجود نداره

ما به تعامل میان ادبیات و سایر حوزه‌های فرهنگ و تسهیل کردن این تعامل نیاز داریم که این هم تقریباً در یک وضعیت نابسامانی به سر می‌بریم

از این جهت فکر می‌کنم که کارهای زمین‌مونده در حوزه ادبیات خیلی زیاده و هرچه هم که تأخیر بکنیم، آفاتش هم بیشتر گریبان‌گیر ما می‌شه

مجبوریم بچه‌هامون رو با قصه‌هایی که دیگران می‌نویسند، با کلماتی که دیگران بر زبون می‌آرن، با ترجمه، با تصاویری که دیگران برای ما می‌سازند، مأنوس کنیم و بزرگ کنیم و این بعداً ضربه‌های جبران‌ناپذیر تمدنی به ما می‌زنه

 اولویت‌های دولت آینده در زمینه فرهنگ و هنر

به نظر شما مهم‌ترین اولویت‌های دولت آینده در زمینه هنر و ادبیات چه چیزهایی می‌تونه باشه؟

یکی از آرزوهای ما هم اینه که اولویت نخست، همون‌جور که گاهی در شعارها و صحبت‌های مقامات بلندپایه گفته می‌شه، واقعاً اولویت نخست فرهنگ باشه

این هرگز به معنای نادیده گرفتن سیاست و اقتصاد و معیشت مردم و این‌ها نیست، اما ما داریم اقتصاد و سیاست رو برای زندگی سامان می‌دیم و زندگی، اون چیزی که بهش معنا می‌ده، به نظر می‌رسه که فرهنگ.

اولویت دادن به مسئله فرهنگ و اینکه هر کاری که می‌کنیم، در نهایت باید توسط فرهنگ معنا پیدا بکنه و تبدیل به زندگی مردم بشه.

و بعد، با فهم اینکه به هر حال انقلاب ما و نظام ما یه نظام مبتنی بر یک نگاه فرهنگی خاصه

انقلاب اسلامی بیش از آنکه یک انقلاب سیاسی یا اقتصادی باشه، یک انقلاب فرهنگی بوده. این در صحبت همه پیش‌قراولان این انقلاب و در همه شعارهایی که مردم می‌دادند تقریباً هست

فراموش شدن فرهنگ توسط کسایی که اولویت اصلیشون سیاست یا اقتصاده، یعنی اولویت اصلیشون قدرته و یا ثروت، به نظرم یک ضایعه جبران‌ناپذیر تمدنی برای ما و حرکتمون، حرکت انقلاب اسلامی و حیات مردم ایران به همراه داشته

فکر می‌کنم که زمان برگشتن از این مسیر رسیده

این چیزی که الان مطرح می‌شه تحت عنوان مثلاً سبک زندگی، تحت عنوان تمدن ایرانی اسلامی، گام دوم انقلاب، این‌ها اگر زیر خیمه فرهنگ شکل نگیره و اولویت‌های دیگه بچربه بر اولویت فرهنگ، به نظرم باز هم مسیر رو اشتباه خواهیم رفت.

 سطح و نوع حضور دولت در حوزه فرهنگ و هنر

می‌دونم اگر دولت فرض کنیم که می‌خواد بر فرهنگ اولویت بده، اما در چه سطحی باید حضور داشته باشه؟

حالا یه جا فرمودید سیاست‌گذاری نمی‌کنه، فرضاً نظارت می‌کنه. آیا کافیه؟ آیا نظارتش درسته یا سطوح دیگه‌ای رو در بر بگیره؟

دو تا کار تقریباً دولت‌ها خیلی راحته براشون در حوزه هنر و فرهنگ

یکی رفتن سر سفره آماده؛ یعنی هنرمندانی یا مجموعه‌های هنری که به شکوفایی، به یک پذیرش عمومی رسیدن، ما هم بریم سر سفره آماده اون‌ها بشینیم و ازشون بخوایم که مثلاً برای رسیدن به قدرت یا اتفاقات دیگه از این‌ها کمک بگیریم، یا اینکه این‌ها رو به عنوان چهره، به عنوان در واقع زینت مجالسمون، ازشون استفاده بکنیم

یکی نشستن سر سفره آماده؛ خیلی راحته برای دولتمردان

یکی هم نظارت کردن و حالا مثلاً مجوز دادن و در واقع هنرمند رو تو اون ته خط تولید نگه داشتن

یعنی هنرمند کارش رو کرده، شعرش رو گفته، قصه‌شو نوشته، اثر موسیقیش رو تولید کرده؛ در اون لحظه آخر برای انتشار باید بیاد و از دولت مثلاً مجوزی بگیره که حالا در یه چارچوبی باشه یا نباشه

این دو تا کار تقریباً ساده‌ترین کارهایی‌ان که یه دولت، یه حاکمیت می‌تونه در قبال هنرمندا انجام بده

اون کارهای سخت، یعنی استعدادیابی، یعنی کمک به رشد هنرمند، یعنی کاشت، داشت و بعد برداشت در حوزه فرهنگ و هنر؛ کارهایی که صبر می‌خواد، کارهایی که حوصله می‌خواد، کارهایی که یه خورده در واقع یاد گرفتن میخواد و به این راحتی‌ها هم زودبازده نیست

نمی‌شه اینا رو خیلی توی انتخابات‌ها خرج کرد

این‌ها رو معمولاً دولت‌ها از زیر این بارها شانه خالی می‌کنن

فکر می‌کنم که اگه این کارهای سخت رو یه دولتی شروع کنه، اگه این کارهای سخت رو یه دولتی شروع کنه، هم خودش و هم دولت‌های بعدی و هم به طور کلی جامعه سود بیشتری خواهند داد

 نسبت دولت، مردم و فرهنگ

ما به طور کلی در مورد دولت وقتی صحبت می‌کنیم، مسئله خصوصی کردن یا خصوصی بودن یا دولتی بودن یا مردمی بودن، محل چالش هست

در مورد فرهنگ خیلی جدی‌تره

از اونجایی که بعضیا معتقدن فرهنگ اساساً میراث فرهنگی است، از درون افراد می‌جوشه، اصلاً نمی‌شه دولتی کرد، مداخله دولت شرایط رو بدتر می‌کنه

ما به چه صورت‌بندی در مورد این هنر و ادبیات می‌تونیم برای دولت برسیم؟ بگیم استراتژیش رو بذاره مردمی کردن یا نه؟ نحوه‌ای از خصوصی‌سازی هم مطرحه؟

دولت باید نظریه فرهنگی خودش رو به طور شفاف به مردم بگه

اگر ما وزارت ارشاد داریم، اگر این همه سازمان و نهاد حاکمیتی حوزه فرهنگ داریم، یعنی تاکنون ایده ما این بوده که دولت در حوزه فرهنگ وظایفی داره

اگه ما وزارت آموزش و پرورش داریم، وزارت آموزش عالی داریم، وزارت ارشاد داریم، معاونت مثلاً امور زنان داریم، همه پست‌ها و جایگاه‌های فرهنگی به مردم این علامت رو می‌ده که به هر حال این حاکمیت و این نظام وظایفی در حوزه فرهنگ بر دوش خودش می‌بینه

نباید دولت هر موقع که نوبت کارهای سخت می‌شه بگه خود مردم انجام باید بدن و خودشون باید در یک فضای آزاد و خصوصی مثلاً رشد بکنن، اما موقع تقسیم منابع که می‌شه، موقع تقسیم مناصب که می‌شه، این همه منصب و جایگاه و بودجه فرهنگی داشته باشیم

به هر حال تا بودجه فرهنگی هست، یعنی که این دولت تصمیمش اینه که مداخله‌ای در حوزه فرهنگ داشته باشه

شکل این مداخله، به گونه‌ای که نافی حقوق مردم و خلاقیت مردم نباشه، محل سؤاله

یعنی ما این دو تا رو، اولاً حقوق و آزادی‌های مردم در حوزه فرهنگ و دو، خلاقیت و نوآوری‌های مردمی در حوزه فرهنگ، به نظرم نهادهای حاکمیتی باید در خدمت این دو تا باشند

و البته همه این‌ها در خدمت یک اصل دیگه؛ یعنی پاک موندن حوزه فرهنگ و منطبق بودن حوزه فرهنگ بر ارزش‌های ملی و اسلامی

 نظریه فرهنگی دولت

در مورد نظریه فرهنگی دولت‌ها صحبت کردیم. آیا می‌تونیم بگیم فرهنگ برای خودش نظریه فرهنگی داره یا اینکه عملاً هر آنچه که در اقتصاد یا سیاست مطرح می‌کنند، قابل ترمیم فرهنگ است؟

البته که ما با یه فقر نظری در حوزه فرهنگ، حتی در درون فرهنگ و حوزه دانش هم مواجهیم

اصلاً نظریه‌پردازی درباره فرهنگ خیلی عمر طولانی‌مدتی در ایران نداره و معمولاً همون نحله‌هایی که در حوزه مثلاً سیاست یا اقتصاد هستند، یک نظریه فرهنگی هم برای خودشون پیشنهادی دارن.

به نظرم یکی از کارهایی هم که می‌شه روش فکر کرد اینه که فارغ از نحله‌های موجود یا جریان‌های سیاسی اقتصادی موجود، از خود اهل فرهنگ و اهل هنر بخوایم که اون نظریه فرهنگی ایده‌آل رو برای تنظیم رابطه بین حاکمیت و اهل فرهنگ پیشنهاد بدن، در موردش فکر بکنن و در موردش سخن بگن

و البته باید صبر کنیم تا اون فیلسوفان و متفکران آینده این پرسش‌ها رو دقیق‌تر پاسخ بگن

 نیازهای فرهنگی؛ نیاز ملی یا مسئله رسانه‌ای؟

نیازهای فرهنگی که دولت الان عنوان می‌کنه، نیاز چند درصد مردم است؟ یعنی واقعاً نیاز، نیاز ملی ماست؟

نیازهایی که عنوان می‌شه و آخرش هم معمولاً باعث رأی‌آوری خیلی از دولت‌ها می‌شه، اصلاً فرهنگی هنری هست؟

بعضی وقتا واقعاً یک مسائلی یا یه اتفاقاتی از میان بی‌شمار اتفاقات حوزه فرهنگ و ادبیات و هنر تبدیل می‌شه به یه مسئله رسانه‌ای که حالا دولتمردان یا مردم یا رسانه‌ها مفصل در موردش صحبت می‌کنن

ولی وقتی با خود اهل فرهنگ و هنر یا همون رشته هنری می‌شینیم، حتی یه درصد کوچیک از ذهن اون‌ها رو درگیر نکرده؛ یعنی اولویت خود اهل اون هنر و اهل فرهنگ نیست

به نظر می‌رسه که صرفاً به خاطر اینکه یه جذابیت زرد یا یک مثلاً بهره‌برداری‌های سیاسی می‌شه ازش کرد، یه مرتبه برکشیده می‌شه و هی در موردش صحبت می‌شه.

یعنی مسئله‌ای که نه مسئله عموم مردم در حوزه فرهنگ و هنر، نه مسئله حتی خود اهل اون هنره، ولی به دلیل اینکه می‌شه باهاش مثلاً یه دوقطبی ایجاد کرد، می‌شه باهاش یک دعوایی درست کرد، خلاصه تبدیل می‌شه به مسئله اول حرف‌های سیاسی

ولی اونایی که واقعاً خودشون اهل هنر و فرهنگ‌اند، مسائل عمیق‌تر، ماندگارتر و جدی‌تری دارن که معمولاً اونا شنیده نمی‌شه

 حمایت دولت از هنر و فرهنگ؛ فراتر از تزریق پول

معمولاً وقتی که از دولت می‌خواد کاری برای هنر بکنه، سیاست تزریق پوله.

حالا اگر واقعیتش هم نباشه، شعار هم همین هست. چه کانال‌های دیگه‌ای، راهبردهای دیگه‌ای وجود داره که دولت بتونه از حالا هنر و فرهنگ، شاید بیشتر به

معنای صنایع فرهنگی یا صنایع هنری، حمایت کنه و راه باز کنه؟

دولت الان خیلی می‌تونه سیاست‌های مختلفی تو بحث فرهنگ داشته باشه؛ مثلاً مباشرتی، نظارتی، هدایتی

ولی من خودمم احساس می‌کنم که صرف حمایتیه و اونم به معنای پول‌پاشی؛ یعنی تقلیل پیدا کرده

 خطر غرق شدن هنر اصیل در فضای رسانه‌ای و مجازی

من یه احساس خطر می‌کنم؛ اون هم ذوب شدن هنر اصیل و غرق شدنش توی فضای رسانه‌ای و به خصوص فضای مجازی

امروزه خب فضای مجازی رو، درسته به شکلی، هنر داره محتواش رو تأمین می‌کنه

یعنی یک مثلاً سریالی که تو فضای مجازی می‌بینیم، به هر حال این پشتوانه هنری و ادبی داره، یا هر تولید محتوایی که در فضای مجازی داره صورت می‌گیره و در فضای رسانه‌ای صورت می‌گیره، به هر حال به نوعی یه مهارت هنری پشتش هست

اما من فکر می‌کنم که اون هنر اصیل و فکرشده و عمیق داره تقریباً به مسلخ فضای مجازی می‌ره

یعنی فضای مجازی داره نیازهایی رو پررنگ می‌کنه و به شکلی با مخاطب داره ارتباط برقرار می‌کنه که هنر مصرف‌زده و هنر، حالا بگیم سطحی و زرد، اینا داره هنر اصلی رو در خودش می‌بلعه تقریباً

و نمی‌دونم آینده این مسیر به چه سمتی خواهد رفت و آیا همین مسیر طبیعیه و ما باید فقط نگاه بکنیم و بگیم خب ما هم مثل همه کشورهای دنیا که به هر حال این مسیر رو طی کردن و دارن طی می‌کنن، ما هم دست‌بسته فقط تماشاچی باشیم یا نه؟

می‌شه یه جوری، اولاً ذائقه مردم رو شکل داد که حتی در هنگام مصرف هنری و رسانه‌ای، ذائقه حتی مصرفیشون یه ذائقه متعالی‌تری باشه؟

می‌شه یا نمی‌شه؟

یعنی هم ذائقه مردم رو ارتقا داد، هم ذائقه تولیدی هنرمندان رو و توانمندی‌هاشون رو به گونه‌ای شکل داد که علاوه بر مردم‌پسند بودن تولیدهای هنریشون، بتونن حرف جدی بزنن، بتونن حرف تمدنی بزنن، بتونن حرف جهانی بزنن، حرف ملی و موندگار بزنن

این چرخه، این جوری که الان داره پیش می‌ره، به نظرم مسیر خوبی رو نخواهد رفت

و شاید ما بعداً مثلاً ده سال، بیست سال دیگه در موسیقی، همین داشته‌هایی که الان داریم رو هم نداشته باشیم، یا در سریال‌سازی و فیلم‌سازی همین داشته‌های امروزمون هم نداشته باشیم و در واقع اسیر یک فضای تولید و مصرف روزمره قابل پیش‌بینی بشه

 حضور هنر و فرهنگ ایران در عرصه جهانی

با توجه به همین فرمایش شما، برخی هم معتقدند که ذائقه مناسب فرهنگ و هنر ما در عرصه جهانی بیشتر فراهمه و اگر ما بتونیم که مثلاً وارد اون عرصه بشیم، ناخودآگاه فرهنگمون رشد خواهد کرد و به داخل هم سرایت خواهد کرد

دولت چه کارهایی می‌تونه برای این زمینه بکنه و چگونه می‌تونه بازار جهانی فرهنگی ما رو حفظ کنه و ارتقا بده؟

ما از مزیت‌های نسبی ادبی و هنری و فرهنگی خودمون در تعاملات بین‌المللیمون خیلی کم استفاده می‌کنیم

چرا وقتی که ما با هر کشوری، با مردم هر کشوری می‌خوایم گفت‌وگو بکنیم، ابتدا یک تأمل دقیق درباره پل‌های فرهنگی که در طول این همه سال، ده‌ها، صدها و شاید هزاران سال بین ما و کشورهای دیگه شکل گرفته و ساخته شده، اون پل‌ها رو چرا شناسایی نمی‌کنیم و از اون‌ها در خدمت مثلاً دیپلماسی یا در خدمت همکاری‌های اقتصادی و این‌ها نمی‌گیریمشون؟

در خدمت دیپلماسی یا تعاملات اقتصادی حتی نمی‌گیریم

مثلاً من فکر می‌کنم که وقتی یه مقام سیاسی بلندپایه ما داره با یه مقام سیاسی از آلمان گفت‌وگو می‌کنه، چرا زمینه این گفت‌وگو که توسط گوته، شاعر آلمانی، از اون طرف و حافظ، شاعر ملی ما، از این طرف قبلاً فراهم شده، یعنی گفت‌وگویی که بین حافظ و گوته هست و گوته خودش رو به نوعی وامدار حافظ می‌دونه و متأثر از حافظ می‌دونه و دیوان شرقیش رو با الهام از شعرهای حافظ گفته و از طرفی می‌دونیم که گوته شاعر ملی آلمان هم به حساب می‌آد، چرا مجرا و مسیر گفت‌وگو حتی وقتی داره یه گفت‌وگوی سیاسی و اقتصادی شکل می‌گیره، از این طریق محکم‌تر نشه؟

و این خاطرات مشترک و این یادآوری‌های عمیق انسانی و فرهنگی به کمک دیپلماسی ما، به کمک تعامل بین دو ملت و دو دولت نیاد؟

چرا ما وقتی که با افغانستان گفت‌وگو می‌کنیم، این همه شاعر فارسی‌زبانی که هم اون‌ها، یعنی افغانستانی‌ها، دارن شعرهای ایرانی‌ها رو می‌خونند، چون فارسی هم ما داریم، شعرهای متولدین افغانستان و افغانستانی‌های امروز رو داریم می‌خونیم؛ چرا روی این پیوند عمیق، یعنی پیوند زبانی و هنری و ادبی، تکیه نشه؟

یا با تاجیکستان، کشورهای هم‌زبان ما، یا با هندوستان که مثلاً یکی از شعرای بزرگ و محبوب امروز در ایران، بی‌دل، که متولد دهلیه، روی این داشته‌ها و این سرمایه‌های، حالا به نوعی دیپلماسی عمومی، چرا سوار نکنیم تعاملمون رو با کشورهای دیگه؟

بازار جهانی و تقویت هویت ایرانی

بعد چرا به بازار جهانی داشته‌های خودمون توجه نکنیم؟

به نظر من حضور در بازارهای جهانی می‌تونه نگاه هنرمند رو هم تعدیل بکنه، نگاه هنرمند رو هم ملی‌تر بکنه.

یعنی من وقتی به عنوان یک ایرانی می‌خوام با جهان سخن بگم، ناچارم ایرانی‌تر سخن بگم از اون چیزی که امروز دارم حرف می‌زنم.

چرا؟

چون جهان از من توقع سخن ایرانی داره، از من توقع شعر ایرانی داره، از من توقع داستان ایرانی داره، از من توقع فیلم ایرانی داره و دوست داره که آن چیزی که نمی‌دونه درباره ایران، در هنر من پیدا بکنه

برای همین من فکر می‌کنم که اگه هنرمندای ما زبان گفت‌وگوی با دنیا رو یاد بگیرند، خودبه‌خود ملی‌تر و مردمی‌تر و ایرانی‌تر فکر می‌کنند

و شاید از خیلی از این منازعات درونی، از دوقطبی‌های ساختگی که بعضاً به عالم هنر هم سرایت می‌کنه، از حتی از خیلی از گلایه‌های روزمره بگذرند

چون وقتی که می‌خوان با دنیا حرف بزنن، به هر حال باید خیلی بیشتر آبروداری کنن برای کشورشون و باید زبان این فرهنگ چند هزار ساله باشن

عملکرد وزارت ارشاد در حوزه هنر و ادبیات

در این چهل ساله وزارت ارشاد چه درکی یا چه مواجهه‌ای با هنر و ادبیات داشته و چه شکلی باید باشه؟

این رو تقریباً گفتم؛ گفتم جشنواره، بعد دوره به دوره پیش بریم

شاید اگر مثلاً اینجوری بگیم که کدام دولت‌ها عملکرد بهتری داشتند؟

چرا؟

حالا چون تحلیل جامعی ندارم

 ایده «سینمای استراتژیک» و ضرورت هنر استراتژیک

یک نکته‌ای حالا فقط اضافه کنم، شاید اینم بد نباشه.

یه جنبشی در سینمای ما پدید اومد که معروف شد به «سینمای استراتژیک».

نمی‌دونم این جنبش که توسط مرکز فارابی هم ظاهراً هدایت و مدیریت می‌شد، الان ادامه پیدا کرده یا نه.

اما این اسم، اسم جالبیه؛ یعنی «سینمای استراتژیک» به نظرم اسم الهام‌بخشیه

و فکر می‌کنم که شاید نیاز امروز خیلی از هنرهای دیگه ما، مثلاً موسیقی ما یا ادبیات داستانی ما، هم همین باشه

من الان رمان‌های مثلاً ژاپنی رو یا رمان‌های اروپایی رو یا جاهای دیگه رو که می‌خونم، فکر می‌کنم که، یعنی می‌بینم چجوری سعی کرده این نویسنده برای یه مخاطب اهل یه کشور دیگه، حتی جوری بنویسه که با خوندن یه رمان تقریباً به تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، حتی غذا و موسیقی و سبک زندگی مثلاً ژاپن، با مخاطب آشنا بشه و همراه بشه.

یا یه سریال، چه می‌دونم، کره‌ای که آدم می‌بینه، چند قسمتش رو با چیزهایی که حتی فکر نمی‌کرد که یه روزی براش جالب بشه، که مثلاً چه دمنوش‌هایی اونا می‌خورن یا چه غذاهایی می‌خورن یا چه شکل و شیوه معماری دارن، به طور خواه‌ناخواه اینا در ذهن مخاطب ایرانی یا هر کشور دیگه‌ای جای می‌گیره.

آیا سینمای ما انقدر قدرتمند شده که وقتی که داره یه قصه‌ای رو تعریف می‌کنه، بخشی از داشته‌ها و تاریخ، ادبیات ما، معماری ما، سیاست ما و این‌ها رو هم منتقل بکنه به مخاطب جهانی خودش؟

یا موسیقی ما آیا به این بلوغ رسیده که تبدیل به یه موسیقی استراتژیک بشه؟

یا ادبیات داستانی ما انقدری ترجمه‌پذیر شده که هم جذاب باشه و وقتی ترجمه می‌شه، با خوندن یه رمان ایرانی، با جغرافیای ایران، با خلق‌وخوی ایرانی، با تاریخ، با غذای ایرانی، با موسیقی ایرانی هم یه مخاطب مثلاً عرب‌زبان آشنا بشه؟

 ایرانی فکر کنیم تا جهانی شویم

من فکر می‌کنم تو این زمینه‌ها این کلیدواژه: ایرانی فکر کنیم تا جهانی بشیم.

یعنی این جمله و بالعکس: جهانی فکر کنیم تا ایرانی تولید کنیم

در هنر اینم جمله‌اش خوب نگفتم.

من فکر می‌کنم این دوگانه، یعنی ایرانی فکر کنیم تا مخاطب جهانی پیدا بکنیم و بالعکس، یعنی جهانی فکر بکنیم تا ایرانی‌تر بنویسیم و ایرانی‌تر بسازیم و ایرانی‌تر نقاشی بکنیم، این می‌تونه یک سرخط سیاست فرهنگی باشه برای دولت.

#جناب_آقای_سیار

پست قبلی

ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-آقای بدره

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها

  • –
  • افراد شاخص
  • رییس جمهور فرهنگی
  • کافه فرهنگ
  • میز فرهنگ رسانه و هنر
  • میز فرهنگ و اقتصاد
  • میز فرهنگ و دین
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست

مرکز “هاتف” مسائل فرهنگی ایران را با تحلیل عمیق و داده‌های دقیق بررسی می‌کند. مأموریت ما تبدیل چالش‌های فرهنگی به فرصت‌های رشد است. این کار توسط سه تیم “رصد”، “فکری” و “مدیریت” انجام می‌شود که مسئله را رصد، تحلیل و به گزارش کاربردی برای تصمیم‌سازان تبدیل می‌کنند. هاتف پلی بین علم و سیاست برای تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت است.

دسته بندی ها

  • –
  • افراد شاخص
  • رییس جمهور فرهنگی
  • کافه فرهنگ
  • میز فرهنگ رسانه و هنر
  • میز فرهنگ و اقتصاد
  • میز فرهنگ و دین
  • میز فرهنگ و سازمان
  • میز فرهنگ و سیاست

نوشته‌های تازه

  • سیاست‌گذاری فرهنگی، هنر و ادبیات و اولویت‌های دولت آینده
  • ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-آقای بدره
  • ویژگی رئیس جمهور فرهنگی-خانم مرجانه صومی
  • رئیس جمهور فرهنگی کیست؟
  • فرهنگ در تنگنای حکمرانی

© 2025 تمامی حقوق برای مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف محفوظ می باشد.

  • درباره ما
  • شعبه شهرستان ها
  • صفحه اصلی

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • صفحه لندینگ
  • خرید جی نیوز
  • پشتیبانی
  • سوالات پیش از خرید
  • تماس با ما

© 2025 تمامی حقوق برای مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف محفوظ می باشد.