پویش «جانفدا» با ایدهای درست شکل گرفت
ناظر به واقعیت میدان باشد و توانمندیهای واقعی مردم را احصا کند؛ از حضور در خطوط نظامی تا نقشهای ساده پشتیبانی، قرار بود هرکس متناسب با مهارت و ظرفیت خود، جایگاه و نقش دقیق بیابد. اگر دفاع بدون میدانداری مردم ناقص است، «جانفدا» باید سازوکار واقعی سازماندهی این میدانداری باشد؛ نه فقط یک عنوان، نه صرفاً یک فرم، بلکه یک ساختار.
اما بهتدریج مسیر عوض شد؛ پویشی که میتوانست شبکهای از نیروهای آمادهبهکار و طبقهبندیشده بسازد، به «ثبتنام صرف» فروکاسته شد؛ به فهرستی بلند از اسامی، بیآنکه ظرفیتها و تخصصها جدی گرفته شود. این تقلیل، تصادفی نبود؛ محصول چرخش نگاه بود.

چرخش نگاه: از میدان به رسانه
آرامآرام کفه ترازو به نفع «اثر رسانهای» سنگین شد. تأکید رفت بر عدد ثبتنامکنندگان، اعلام آمار و نمایش کمیِ همراهی. در عصر جنگ روایتها، عدد هم پیام دارد؛ اما تمرکز یکسویه بر رسانه، ایده اصلی را به حاشیه راند.
منطقی شکل گرفت که میگفت: «این همه فرم و پرسشِ دقیق، کار را کند میکند؛ فعلاً فقط اسم بگیریم، عدد را اعلام کنیم، بقیه بعداً.» ظاهرش کارآمد مینمود، اما در باطن، پویش را از یک سازوکار سازماندهی مردم، به یک «کمپین عددساز» بدل کرد.
تبعات تقلیل: از شبکه عملیاتی تا فهرست اعلامی
وقتی پویش به «اسم گرفتن» محدود میشود، ایده مرکزی آن سازماندهی ارادههای مردمی برای دفاع خنثی میگردد. بدون شناخت دقیق مهارتها، موقعیتها و آمادگیها، هیچ سازماندهی جدی ممکن نیست؛ نمیتوان میان خطمقدم، پشتیبانی لجستیک، رسانه، امداد یا کار فنی، تفاوت و برنامهریزی واقعی ایجاد کرد.
چنین پویشی نهایتاً فقط «فهرست اعلامی» دارد، نه «شبکه عملیاتی». وقتی فرمها ساده میشوند تا فقط اسم بگیرند، در واقع سازماندهی حذف میشود؛ پویش از ساختاری میدانمحور، به یک «عنوان رسانهای» تبدیل میشود.
خطر منطق عددسازی: از مردممحوری تا مردمزدایی
اگر این نگاه قربانی کردن واقعیت میدان به پای سرعت و عدد منطق غالب تصمیمها شود، خروجیاش چیزی جز «ضد مردم» شدن نیست.
در ظاهر، نام مردم تکرار میشود، آمار مردم خوانده میشود، اما مردم در جایگاه حقیقی خود کنشگر میدان با نقش و مسئولیت مشخصقرار نمیگیرند.
این درست در مقابل ایدهای است که سالها بر آن تأکید شده: «مردم، اصل میداناند؛ نقش نظام، هدایت و سازماندهی این ظرفیت است، نه جایگزین آن.»
وقتی حضور مردم فقط در سطح «اسم» و «آمار» تعریف شود، روح مردمباوری به حاشیه رانده میشود؛ چنین رویهای، ولو با نیت خیر، در امتداد رهبری مردم نیست، بلکه در برابر آن است.
راه درست: بازگشت به میدان
اگر «جانفدا» بخواهد به نام خود وفادار بماند، چارهای جز بازگشت به ایده اولیه ندارد: بازگشت به میدان، به واقعیت، به احصای دقیق و جدی توانمندیها؛ حتی اگر زمانبر باشد و عدد رسانهای دیرتر حاصل شود.
ارزش این پویش نه به طول فرمهاست و نه به حجم آمار، بلکه به اندازه «نقش واقعی» است که برای مردم در میدان دفاع تعریف میکند؛ آنجا که هر ثبتنامکننده احساس کند عضو یک شبکه حقیقیِ آمادهبهکار است، جایگاه و مسئولیت دارد و در لحظه نیاز میداند کجاست و چه باید بکند.
در غیر این صورت، «جانفدا» تنها نامی زیبا بر تابلویی خواهد بود که نه جانها را سازمان میدهد، نه فداکاریها را به میدان میآورد، و نه باری از دوش دفاع برمیدارد.
انتخاب میان این دو مسیر، در حقیقت انتخاب میان «مردممحوری واقعی» و «مردممحوری نمایشی» است.
