ما سالهاست در یک چرخهی فرساینده گرفتار شدهایم: از «حق اعتراض» سخن میگوییم، اما ظرفِ آن را نساختهایم. قانون داریم، اما نهادِ حاملِ مسئولیت نداریم. میخواهیم بدون حزب، بدون صنف و بدون تشکیلات شناسنامهدار، مشارکت را مدیریت کنیم؛ غافل از اینکه سیاستورزیِ بیتشکیلات، حرکتِ تودهایِ بیفرمان است؛ پرسرعت، بیمسیر و پرتگاهمحور
این وضعیت نهتنها امنیت نمیسازد، بلکه آن را خدشه دار میکند.
۱. خیابانِ بیحفاظ؛ جایی که مرزها فرو میریزند
ما کشوری با تهدیدات واقعی هستیم. اما دقیقاً به همین دلیل، رها کردن مردم به صورت «تودههای بیشکل» بزرگترین خطای راهبردی است. وقتی حزب و صنف نیست، مردم بیپرچم و بیلیدر به خیابان میآیند. در این هیاهوی بیهویت، خودی و ناخودی در هم میلولند؛ معلوم نیست این فریاد، فریاد نان است یا اسم رمز ناامنی. در این غبار، مطالبات مردم اولین قربانی است.
۲. تراژدی حاکمیت؛ ناتوانی در تفکیک و پاسخگویی
فاجعه فقط متوجه مردم نیست. در نبود تشکیلات، حاکمیت هم ابزار عدالت را از دست میدهد.وقتی هیچ نهادی مسئولیت میدان را نمیپذیرد، اگر خشونتی رخ دهد، حاکمیت نمیتواند شفاف بگوید با چه کسی برخورد کرده است: براندازِ مسلح؟ یا شهروندِ معترض؟ در فقدان تشکیلات، قدرت تفکیک از بین میرود و حکومت ناخواسته مسئولِ همهچیز میشود؛ حتی آنچه کارِ دشمن بوده. این یعنی فرسایش اعتماد و تضعیف مشروعیت
۳. برندهی قطعی: رسانههای اجنبی
وقتی در داخل متولی نداریم، خلأ پر میشود. و آن را *رسانههای آنسوی آب پر میکنند.
آنها لیدر نامرئی میشوند، شعار میسازند، خشونت را روایت میکنند و بحران را میپرورانند. برایشان حل مسئله مهم نیست؛ بقای بحران مهم است.
در نبود تشکیلات داخلی که مرز مطالبه و براندازی را روشن کند، روایت خیابان را دودستی به دشمن سپردهایم. هر خون، یک تیتر؛ هر آشوب، یک پروژه. آنها بیهزینهترین و پرمنفعتترین بازیگران این صحنهاند.
۴. راه برونرفت: تشکیلات بهمثابه سپر امنیت*راه نجات، نوسان میان سرکوب و رهاسازی نیست. راه، *شناسنامهدار کردن مسئولیت است.
تشکیلات شناسنامهدار، ابزار دعوا نیست؛ فیلتر امنیتی و نهادی جامعه است.
اگر حزب یا صنف متولی تجمع باشد:
– خودش مراقب نفوذ اغیار است،
– جنس مطالبه را مشخص میکند
– و در برابر قانون پاسخگوست.
سخن آخر*تا وقتی از تشکیلات میترسیم، محکوم به بازی در زمین دشمنیم. در غیاب نهادهای واسط، مردم بیپناه میمانند، حاکمیت در پاسخگویی زمینگیر میشود، به بهانه امنیت مسئولیت نمیپذیرد، و تنها کسانی که سود میبرند، رسانههایی هستند که از دور آتش میریزند. امنیت پایدار از مسیر زور نمیآید؛ *امنیت از مسیر پذیرش مسئولیت نهادی میگذرد*—و این مسئولیت، فقط بر دوش تشکلهای شناسنامهدار میایستد.

