خانم دکتر فاطمه درخشان: الزامات سیاستگذاری فرهنگی در مواجهه با صنایع فرهنگی
این روزها، صنایع خلاق در حوزۀ فرهنگ و اقتصاد به یک کلیدواژۀ پرتکرار تبدیل شده است. بهصورت کلی، صنایع خلاق بر محوریت تولید ایدههای جدید استوار است؛ ایدههایی که در آن نوآوری وجود دارد. صنایع فرهنگی نیز بهعنوان زیرمجموعۀ صنایع خلاق تعریف میشوند؛ زیرا محوریت آنها تولید محصولات و ارائۀ خدماتی است که ویژگی آنها فرهنگیبودن است. صنایع فرهنگ، پیام یا معنایی را به مخاطبانشان منتقل میکنند.
اهمیت سیاستگذاری فرهنگی در حوزۀ صنایع خلاق و فرهنگی
در این میان، سیاستگذاری فرهنگی از مهمترین وظایف دولتها در قبال صنایع خلاق و فرهنگی میباشد و از اهمیت زیادی برخوردار است. سیاستگذاری فرهنگی عبارت است از تدابیر و راهکارها وبرنامهریزی در ارتباط با صنایع فرهنگی و زیستبوم آنها که توسط دولتها صورت میگیرد تا شرایط را برای فعالیت کنشگران این عرصه، اعم از تولیدکننده و توزیعکننده و مصرفکننده فراهم کند. با شروع قرن 21، سازمانهای بینالمللی، کشورهای مختلف را بر سیاستگذاری فرهنگی ملزم نموده است. نزدیک به نیمقرن است که بسیاری از کشورها دریافتهاند که مسیر توسعه از مسیر اتّکا به صنایع با ارزش افزودۀ بالا میگذرد، نه اتّکا بر منابع طبیعی؛ بههمین دلیل همۀ سرمایههای خود را در حوزههای مختلف دانشگاهی، پژوهشی، کسبوکارها و… در زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی خرج نموده و از آن حمایت میکنند؛ چراکه صنایع خلاق، ارزش افزودۀ بالایی تولید میکنند. از ویژگیهای مهم صنایع فرهنگی که سیاستگذاری در این حوزه را ضرورت میبخشد، افزایش توأمان سرمایۀ فرهنگی و اقتصادی در کشور است. سیاستگذاران میتوانند ازطریق این صنایع، پیام موردنظر خود را به مخاطب منتقل کنند.
بنابراین بسیاری از کشورها در این حوزه پیشرفتهای چشمگیری داشته و ما نسبت به آنها در شرایط خوبی قرار نداریم. بااینوجود میتوانیم در شرایطی که تأکید بر اقتصاد مقاومتی و اتّکا به تولید داخل میشود، با انجام اقداماتی هدفمند و دقیق و ناظر به حوزۀ نظر و میدان، شروع خوبی در این حوزه داشته باشیم.
سیاستگذاری صنایع خلاق و فرهنگی در ایران
در ایران در چند سال اخیر، به حوزۀ صنایع خلاق و فرهنگی توجه و اقداماتی هم در قالب سیاستگذاری و قانونگذاری و تدوین برنامههای راهبردی و عملیاتی صورت گرفته است. میتوان گفت که در اسناد مختلف بالادستی، اعم از سند سیاست فرهنگی و برنامههای توسعه و سند ملی توسعۀ فناوریهای نرم و فرهنگی، بیش از صد مادۀ قانونی، مشخصاً راجعبه صنایع خلاق و فرهنگی وجود دارد. وجود و فروانی سیاستها و قوانین و مقررات، یکی از شاخصهای توجه و اهمیت به این صنایع است، اما برای رشد و پیشرفت این زیستبوم بهتنهایی کفایت نمیکند؛ چراکه زمانی قوانین، تسهیلکننده خواهند بود که بهدرستی اجرا شوند. متأسفانه، بسیاری از فعالان و کنشگران عرصۀ میدان صنایع خلاق و فرهنگی اذعان میکنند بهدلایل مختلفی بسیاری از سیاستها و قوانین موجود اجرا نمیشوند.
مسائل سیاستگذاری صنایع خلاق و فرهنگی در ایران
تعدد نهادهای سیاستگذار و متولی: یکی از مسائل مهم در ارتباط با سیاستگذاری فرهنگی، بهطور کلی، عدم وجود تمرکز در سیاستگذاری در حوزۀ فرهنگ و صنایع خلاق و فرهنگی است. حوزۀ فرهنگ در ایران متولیان زیادی دارد که هریک بهطور موازی گاهاً سیاستگذاری و حتی اجرا میکنند. بررسی ده سند بالادستی نشان میدهد که حداقل پنچ الی شش نهاد کلان کشوری برای این حوزه وجود دارد که نتیجۀ آن فراوانی و تکرار سیاستهای پراکنده و غیرمسنجم ازسوی مراجع و نهادهای مختلف فرهنگی است. البته امروز، تنظیم و تصویب سند توسعۀ ملی فناوریهای نرم و فرهنگی نشان میدهد که گامهای مهمی بهسوی تنظیم یک سند واحد برداشته شده، اما زمانی کارا خواهد بود که اقدامات موازی و تکراری ازسوی نهادهای غیرمرتبط دیگر نیز متوقف گردد.
سیاستها کپی و ترجمهای هستند: صنایع خلاق هم مثل خیلی از مفاهیم دیگر که ابعاد مادی و بروز و ظهور بیرونی دارند و وارداتی هستند، یک مفهوم وارداتی است؛ بنابراین سیاستها و قوانینی که در این حوزه وجود دارد هم، ترجمهای و کپیشده هستند؛ بدینمعنا که سیاستهای بهکارگرفتهشده توسط کشورهای دیگر برای شرایط ایران، کپی و ترجمهشده است. البته مقایسه و استفاده از تجربیات کشورهای موفق، بدون فایده نیست؛ اما اگر شما همان سیاستها را که متناسب با مختصات جامعۀ دیگری است، ترجمه کرده و بخواهید بدون پیوست فرهنگی و بدون توجه به شرایط و مختصات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعۀ خود، آن را بهکار بگیرید، عملاً کارایی ندارد. پس یکی از مسائل مهم سیاستگذاری زیستبوم صنایع خلاق، این است که سیاستها ترجمهای و به شرایط و واقعیت جامعۀ ایران توجه ندارند.
سیاستها ناظر به میدان نیستند: یکی از عوامل ناکارآمدی سیاستهای زیستبوم صنایع خلاق، عدم ارتباط آنها با میدان یا بهعبارتی واقعیت است. این مسئله هم به این برمیگردد که سیاستگذار یا خود با میدان ارتباط ندارد؛ یعنی تجربۀ فعالیت در این حوزه را ندارد، یا اینکه از کسانی که در میدان حضور و کنشگری دارند؛ یعنی نمایندگانی که در این حوزه بهعنوان تولیدکننده و توزیعکننده و مصرفکننده، فعال هستند، کمک نمیگیرد. بنابراین چون این ارتباط برقرار نشده، سیاستها عملاً ناکارآمد بوده و نمیتواند آنطور که باید، به بسترسازی و ایجاد زمینههای پیشرفت صنایع خلاق و فرهنگی موجود در جامعه کمک کند.
ناآشنایی یا عدم درک صحیح سیاستگذار از صنایع خلاق و فرهنگی: مسئلۀ دیگر این است که سیاستگذار یا قانونگذار درک درستی از مفاهیمی چون فرهنگ، صنایع خلاق، صنایع فرهنگی و مفاهیم مرتبط با آنها ندارد. ناآشنایی با اینکه صنایع خلاق و فرهنگی چیست و چه کمکی به پیشرفت جامعه میتوانند بکنند؟ چه تعریفی از اقتصاد فرهنگ وجود دارد؟ اقتصاد فرهنگ چیست و چه کارکردی میتواند برای جامعه داشته باشد؟ متأسفانه، درک درستی از این مفاهیم صورت نگرفته که البته با بحث میدان، فضای انضمامی و مسائل آن ارتباط پیدا میکند؛ بنابراین اگر درک صحیحی از آن شکل نگیرد، سیاستگذاریها هم نمیتواند درست باشد.
عدم وجود رویکرد بلندمدت و آیندهمحور در سیاستها: رویکردهایی که در حوزۀ سیاستگذاری اتخاذ میشود، علیرغم نداشتن پیوستهای فرهنگی و اجتماعی و گاهاً اقتصادی، هیچنوع نگاه بلندمدتی نیز به آنها وجود ندارد. اگر هدف از سیاستگذاری، کمک به پیشرفت صنایع خلاق و فرهنگی و حمایت از زیستبوم آن است، باید ضوابط حقوقی و قانونی تعریف شود و موانع آن را برطرف کنند و برایش برنامهریزی بلندمدت داشته باشند. رویکردهای تنظیم سیاستها، گاهاً رویکردهای آیندهمحور و بلندمدت نیستند و این، خود، آسیب جدی به این زیستبوم وارد میکند.
راهکارهای رفع مسائل سیاستگذاری صنایع خلاق و فرهنگی
تعیین متولی یا تجمیع و همافزایی متولیان سیاستگذار: یکی از مسائل مهم، مشخصنبودن متولی اصلی سیاستگذار صنایع خلاق و فرهنگی است؛ بنابراین یکی از مهمترین راهکارهای حل مسائل حوزۀ سیاستگذاری زیستبوم صنایع خلاق و تسهیل فرایند تولید و توزیع و مصرف صنایع فرهنگی، این است که یک متولی برای آن مشخص یا متولیان مختلف و متعدد تجمیع گردد و همافزایی در حوزۀ سیاستگذاری و اجرا صورت گیرد.
سیاستگذاری لایهای و چندسطحی: در اَشکال حکمرانیهای نوین فرهنگی، سیاستگذاریها تنها توسط دولت تعیین نمیشود. در بیشتر موارد، دولت بهعنوان نهاد اصلی، متولی سیاستهای کلی است و آن را با کمک و مشاورۀ نمایندگان گروههای مختلف کنشگران عرصۀ صنایع خلاق و فرهنگی تنظیم میکند؛ بدین معنا که برای سیاستهای جزئیتر که ناظر به میدان است، باید از کمک متخصصین و فعالین و کسانی که در این حوزه فعالاند برای سیاستگذاریها استفاده کنند.
رصد دائمی میدان و بازنگری در سیاستها: با توجه به تغییرات زیستبوم یا کارایی آن، سیاستها باید مدام در معرض بازنگری و بهروز شوند؛ برای مثال، ممکن است در پنج سال گذشته یکسری موانع برای تولید در حوزۀ صنایع خلاق و فرهنگی مثل انیمیشن و بازی و اسباببازی وجود داشته، اما الان، آن موانع تغییر کرده باشد؛ بههمین خاطر برای این بازنگری باید سیاستگذاری از نوع لایهای و چندسطحی باشد تا از کنشگران میدان استفاده شود.
سیاستگذاری متناسب با هر زیستبوم، بهتفکیک: سیاستگذاریها باید متناسب با زیستبوم هر صنعت فرهنگی باشد. نمیتوان یک سیاست واحد را برای همۀ صنایع خلاق و فرهنگی تدوین کرد؛ بلکه باید سیاستهای هر صنعت فرهنگی را متناسب با شرایط زیستبوم آن بهطور جداگانه تنظیم نمود؛ مثلاً باید سیاستگذاری در حوزۀ انیمیشن، متفاوت از صنعت بازی و اسباببازی باشد. هرکدام از این صنایع، سیاستگذاریهای جداگانه و مستقل داشته باشند؛ چون زیستبومهای جداگانه و مستقلی دارند.
سیاستگذاریها ناظر به اولویت استفاده از ذخایر فرهنگی: سیاستگذاریها بایستی ناظر به استفاده از ذخایر فرهنگی موجود باشد؛ یعنی سیاستگذار قوانین و شرایطی را فراهم کند که تولیدکننده برای تولید معنا و محتوای محصول خود، به ذخایر فرهنگی بومی موجود رجوع کند. البته برای دستیابی به این هدف باید شرایط و بسترهای مناسب آن نیز وجود داشته باشد یا در سیاستگذاریها دیده شود. تجربۀ کشورهای دیگر دراینخصوص مانند ترکیه نشان میدهد که دولت به تولیدکنندگانی که در تولید محصولات خود از محتوای بومی، ملی، تاریخی و فرهنگی ترکیه بیشتر استفاده کنند، یارانه و امکانات و خدمات بیشتری داده و از آنها حمایت بیشتری میکند.
تدوین قوانین شفاف و دقیق و قابل اجرا: یکی دیگر از راهکارهای سیاستگذاری زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی، تدوین و تنظیم قوانین شفاف و دقیق است. تنظیم قوانین شفاف و دقیق که در آن وظایف هریک از دستگاهها ازسویی و کنشگران این عرصه ازسویدیگر مشخص شده باشد، تأثیرگذارتر و قابل اجراتر خواهد بود. قانون نباید آنقدر کلی و مبهم باشد که تولیدکننده و توزیعکننده و فعالان این حوزه ندانند آیا مخاطب این قانون هستند یا نه؛ بههمین دلیل سیاستها و قوانین باید قابلیت پیادهسازی داشته باشند و مسائل این زیستبوم را از بین برده و شرایط پیشرفت آن را تسهیل کند.
نتیجهگیری
امروزه، بهدلیل تأثیر صنایع خلاق و فرهنگی بر پیشرفت فرهنگی و اقتصادی کشورها، سیاستگذاری زیستبوم این صنایع از اهمیت بسیاری برخوردار شده است. در ایران نیز در سالهای اخیر، اهمیت و توجه به این زیستبوم افزایش یافته، اما همچنان مسائلی نظیر تعدد نهادهای سیاستگذار و متولی، سیاستهای کپیشده و ترجمهای، عدم ارتباط سیاستها با میدان، ناآشنایی یا عدم درک صحیح سیاستگذار از صنایع خلاق و فرهنگی، عدم وجود رویکرد بلندمدت و آیندهمحور در سیاستها وجود دارد. برای حل این مسائل نیز راهکارهایی وجود دارد، از قبیل: تعیین متولی یا تجمیع و همافزایی متولیان سیاستگذار، سیاستگذاری لایهای و چندسطحی، رصد دائمی میدان و بازنگری در سیاستها، سیاستگذاری متناسب با هر زیستبوم بهتفکیک، سیاستگذاریهای ناظر به اولویت استفاده از ذخایر فرهنگی و تدوین قوانین شفاف و دقیق و قابل اجرا.
سرکار خانم برومند: ظرفیتهای بینالمللی انیمیشن
درمورد اکوسیستم بازی و انیمیشن، سؤالات زیادی مطرح است که مهمترین آنها این است که آیا ما زیرساختهای فرهنگی این اکوسیستمها را در کشورمان داریم یا درحالحاضر چه پتانسیلهایی داریم؟ واقعیت این است که در کشور ما پتانسیلهای فرهنگی زیادی از اسطورههای ایران باستان تا اسطورههای اسلامی وجود دارد؛ بهعبارتی میتوان گفت که اتفاقات دراماتیکی در کشور افتاده که همۀ آنها میتواند موضوع انیمیشن یا یک بازی باشند. کشور ما در دنیا به فرهنگ غنی معروف است، اما آنقدر که روی صنایع خلاق و فرهنگی مثل بازیسازی و تولید انیمیشن و… تبلیغ رسانهای میشود، واقعاً عملیاتی روی آن کار نشده است.
شرکتهای بازیسازی و انیمیشن نمیتوانند بدون درنظرگرفتن بازار بینالمللی دوام بیاورند
تعداد 32 میلیون گیمر نسبت به جمعیت هشتادمیلیونی خیلی زیاد است. میزان بازی نیز در میان جوانان کشور ما بیشتر از خیلی از کشورها است؛ اما این 32 میلیون گیمر نمیتوانند هزینههای دلاری یک شرکت بازیسازی و انیمیشن که باید به نیروهایش پرداخت کند یا هزینههای زیرساختی که آنها را هم باید بهصورت دلاری پرداخت کند را فراهم کنند. میتوان گفت که تقریباً همۀ کشورها در حوزۀ بازیسازی جهانی کار میکنند. هرچند که نمونههای موفقی مانند انیمیشن «پسر دلفینی» وجود دارد که توانسته جهانی کار کند، اما ایران به یکسری دلایل نمیتواند در موقعیت جهانی کار کند.
چالشهای حضور بینالمللی شرکتهای بازیساز و خلاق
سیاستگذاری و قانونگذاری ناقص: در سیاستگذاریها معمولاً بخشی از فعالیت اکوسیستمها در نظر گرفته نمیشود. گاهی شرکتها مجبورند برای اینکه از بین نروند، خود را با سیاستهای غلط تطبیق دهند؛ مثلاً موضوع شرکت را جابهجا یا تیم نیروی انسانی را تغییر دهند.
وجود تحریم: فعالان اقتصادی ما در زمینۀ فرهنگی نمیتوانند راحت با دنیا ارتباط داشته باشند؛ برای مثال، تولیدکنندگان نمیتوانند لایسنس نرمافزار خریداری کنند؛ حتی اگر پولش را هم داشته باشند، نمیتوانند بهصورت دلاری آن را بخرند؛ چون بانک بینالمللی در ایران وجود ندارد و این یک اصل است که اگر شرکتی بخواهد بهصورت بینالمللی کار کند، باید نرمافزار لایسنس داشته باشد. اگر بخواهند لایسنس را از حساب شرکت خریداری کنند، نمیشود؛ در این صورت یا باید شخصی کار کرد یا شرکت پارتنر خارجی داشت که این موضوع هم خطرات تجاری را زیاد میکند؛ چون شما با افرادی شریک میشوید که حتی فرهنگشان شباهتی با فرهنگ شما ندارد و در آخر هم مجبور میشوی که اسم شرکت ایرانی در کار نباشد.
عدم وجود سرمایهگذار حوزۀ فرهنگ: گاهی شرکتی هم موفق میشود که ارتباطات خارجی گرفته و محصولش را منتشر کند، اما سرمایهگذار ندارد. ما سرمایهگذار حوزۀ فرهنگی در کشور نداریم. ازطرفی ادبیات سرمایهگذار بازی، با ادبیات یک سرمایهگذار اپلیکیشن با هم متفاوت است؛ حتی سرمایهگذارانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند، ادبیات بازی را خیلی متوجه نمیشوند؛ بنابراین یا باید با ادبیات آنها صحبت کنیم که سخت است و خیلی مواقع با مشکل مواجه میشویم یا باید یک سرمایهگذار دولتی پیدا کرد که تعداد آنها هم خیلی کم است؛ چراکه آنها خیلی مواقع روی شرکتهای دولتی خودشان سرمایهگذاری میکنند، نه شرکتهای خصوصی. سرمایهگذاران خارجی نیز دغدغههایی دارند که سیاستگذاریهای ناپایدار و محدودیتهای فرهنگی که داخل کشور وجود دارد، باعث میشود که سرمایهگذار خارجی هم حتی ریسک خیلی بالایی برایش داشته باشد.
عدم حضور نمایندگان ایران در رویدادهای بینالملی: مسئلۀ دیگر، رویدادهاست. هر سال در صنایع بازی و انیمیشن، رویدادهای بین المللی زیادی برگزار میشود و جالب است که در دوران کووید، بهدلیل مجازیشدن این رویدادها، شرکتهای ایرانی میتوانستند ازطریق شرکتهای خارجی بهطور رایگان دعوت شوند؛ درصورتیکه بهدلیل تحریم یا هزینۀ دلاری بالا امکان حضور در آنها وجود نداشت. حضور در رویدادها برای شناختهشدن اکوسیستمها بهعنوان نمایندۀ ایران بسیار تاثیرگذار است؛ بههمین دلیل در بسیاری از این رویدادها اصلاً نمایندهای از ایران نیست و این مسئله، واقعاً ناراحتکننده است؛ چون یکسری از کشورهایی که هیچ پیشینۀ فرهنگی ندارند، دهها نماینده دارند و متأسفانه برای اینکه محصولشان را جذابتر کنند، از اسطورههای ایرانی استفاده میکنند؛ درحالیکه نمایندهای از خود ایران در رویداد وجود ندارد.
راهکارهای چالشهای بینالمللی اکوسیستم صنایع خلاق
تدوین سیاستهای دهساله: سیاستهای کوتاهمدت چهارسالۀ امروز، برای پیشرفت زیستبوم صنایع خلاق کارا نیست؛ بههمین دلیل بایستی سیاست عملی دهساله تعیین شود؛ چون زیستبوم یک شرکت بازیسازی بهگونهای است که بازۀ تولید یک بازی پریمیوم، بیش از چهار سال است. در این شرایط اگر سیاستگذاری کمتر از این بازۀ زمانی باشد، کارآمد نخواهد بود و مسائل آن را حل نخواهد کرد.
تبلیغ و مانور روی سیاستها: یکی از موضوعات مهم و اصلی، مانور روی سیاستگذاری و تبلیغ برای آن است؛ مثلاً کشور امارات سیاستگذاریهای خوبی انجام داده و بهشدت آن را تبلیغ میکند و این باعث شده که هر سال پتانسیلهای بیشتری جذب سیاستگذاریهای این کشور شوند.
تهیۀ لیست سرمایهگذاران: در دنیا یکسری تفاهمنامههایی وجود دارد که کشورهای مختلف با هم امضا میکنند. در ایران هم اخیراً بسیاری از این تفاهمنامهها منتشر شده که ما باید یک لیستی از آنها داشته باشیم تا سرمایهگذارانی که این تفاهمنامهها را با ایران امضا کردند، از تحریم کمی مصون شده و راحتتر بتوان با آنها توافق کرد.
حمایت دولت از شرکتهای نوپا: نهادهای ذیربط یا نهادهایی مثل معاونت فناوری ریاست جمهوری میتوانند به شرکتهای جوان که تجربه ندارند، قبل از اینکه شکست بخورند، کمک کنند تا بتوانند با شرکتهای خارجی وارد مذاکره شوند؛ بههمین دلیل تفاهمنامهها باید مدام بیشتر شود.
تفاهمنامه با کشورهای تولیدکنندۀ صنایع خلاق: ما باید با کشورهایی که در حوزۀ صنایع خلاق و فرهنگی موفق هستند، تفاهمنامه داشته باشیم؛ برای مثال کشور فنلاند با پنج میلیون نفر جمعیت تقریباً نیمی از تولید بازی آمریکا را تولید میکند. بزرگترین شرکتهای بازیسازی، در کشور فنلاند هستند یا کشور ژاپن که از ریاضت اقتصادی کار خود را شروع کرد و درحالحاضر محصولات فرهنگیاش با آمریکا رقابت میکند، بهطوری که امروز میتوان گفت گیمرها دو دسته هستند: ژاپنیپسندها و آمریکاییپسندها. ما باید بتوانیم با این کشورها تفاهمنامۀ همکاری امضا کنیم.
آشنایی سیاستگذاران با شرکتهای صنایع خلاق: کسانی که متولی امر سیاستگذاری حوزۀ صنایع خلاق هستند یا خود، درگیر فعالیت در این حوزه هستند، باید با الزامات این اکوسیستم آشنا شوند؛ برای مثال، سیاستگذاران حوزۀ بازیسازی با همۀ شرکتهای این حوزه که تعداد آنها زیاد نیست، بایستی آشنا شوند. این شناخت هم منجر به ایجاد پیوند بین آنها میگردد و شرایط حمایت از آنها را ایجاد میکند.
استفاده از نیروی انسانی مهاجرتکرده: متأسفانه، بهدلیل شرایط کشور، بسیاری از نیروی انسانی صنایع خلاق به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند. ما میتوانیم از افرادی که مهاجرت کرده و درحالحاضر به یکسری منابع بینالمللی دسترسی دارند، بهعنوان پارتنر شرکتها استفاده کنیم؛ برای مثال، در دانشگاه شریف برنامهای وجود داشت که براساس آن از مهاجران ایرانی که در حال انجام تز خود بودند، درخواست میشد که سالی یک بار سمیناری در دانشگاه شریف داشته باشند.
برگزاری رویدادهای بینالمللی: درحالحاضر، ما میتوانیم رویدادهای بینالمللی آنلاین برگزار و آن را تبلیغ کنیم. برای این کار میتوان از کسانی که در فضای بین المللی مطرح هستند، بخواهیم که این رویدادها را برنامهریزی کنند. خیلی از شرکتهای ایرانی خارج از کشور بهطور مستقل رویدادهای بین المللی در صنایع فرهنگی برگزار میکنند. میتوانیم از آنها درخواست کمک و مشاوره در بحث برگزاری رویداد داشته باشیم.
نتیجهگیری
علیرغم وجود پتانسیلهای فرهنگی بسیار، بهدلایل بسیاری کشور نتوانسته در بازار بینالمللی موفقیت کسب کند. برخی از این چالشها عبارتاند از: سیاستگذاری و قانونگذاری ناقص، وجود تحریم، عدم وجود سرمایهگذار حوزۀ فرهنگ و عدم حضور نمایندگان ایران در رویدادهای بینالملی. برای رفع این چالشها نیز راهکارهایی وجود دارد که بتوان در عرصۀ بینالمللی وارد شد و موفقیت کسب کرد. برخی از این راهکارها عبارتاند از: تدوین سیاستهای دهساله، تبلیغ و مانور روی سیاستها، تهیۀ لیست سرمایهگذاران، حمایت دولت از شرکتهای نوپا، تفاهمنامه با کشورهای تولیدکنندۀ صنایع خلاق، آشنایی سیاستگذاران با شرکتهای صنایع خلاق، استفاده از نیروی انسانی مهاجرتکرده و برگزاری رویدادهای بینالمللی.
سرکار خانم کاوش: ظرفیت انیمیشن در تولید آثار آموزشی برای کودکان
تدریجی و زمانبربودن تولید اثر فرهنگی و هنری
در زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی، هیچ محصولی بهسرعت تولید نمیشود؛ مانند درختی است که سالها طول میکشد تا رشد کند. معمولاً شروع کار تولید یک بازی و انیمیشن، از سال چهارم است. برای ساخت یک نسل، ما حداقل به یک زمان ششهفتساله نیاز داریم. وقتی در این ششهفت سال، بارها سیاستها تغییر میکنند، نمیتوان روی کار متمرکز و محصول تولید کرد. در سیاستگذاریها باید به این ویژگی زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی توجه کرد.
شناسایی و حمایت از نیروی انسانی صاحب ایده و خلاق
هنر در بالای هرم نیازهای مازلو قرار دارد، جایی که خودشکوفایی رخ میدهد، غالباً هنرمندان افرادی دغدغهمند هستند؛ کسانی که دلشان میخواهد برای دیگری کار کنند و سرزمینشان را بسازند و رسالت اجتماعی برای خود تعریف میکنند. اینکه فردی به منافع خود فکر نکرده و درعوض به رسالت اجتماعیاش فکر کند؛ این یعنی آن فرد جزو سرمایههای جامعه است. تحقیقات نشان میدهد که از میان هشتاد میلیون جمعیت ایران، 1710 نفر در همۀ حوزهها مشغول ساخت انیمیشن هستند. در این میان صد نفر صاحب ایده و تفکر وجود دارد که قدرت آفرینشگری و خلق اثر هنری دارند. این افراد باید شناسایی و مورد حمایت قرار بگیرند تا از کشور مهاجرت نکنند. شناسایی و سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی خلاق و صاحب ایده، نشاندهندۀ تدبیر و ذکاوت است.
زیستبوم انیمیشن؛ نیازمند حمایتهای اقتصادی
امروزه، در کشور ما ساخت انیمیشن و محصولات آن هزینهبر است، اما هیچ سیاستی در ارتباط با قیمتگذاری بر آن وجود ندارد. انواع انیمیشنها در فروشگاهها و فضای مجازی با هزینۀ اندک در دسترس همگان است. در ایران هیچ توجهی به تفاوت محصول فرهنگی و دیگر کالاها و خدمات نمیشود. انیمیشن یک کالای فرهنگی است و سرمایۀ زیادی برای تولید آن نیاز است. زیستبوم انیمیشن، نیازمند حمایت اقتصادی است و باید در ابعاد متناسب با آن یعنی خرید تجهیزات، دستمزد نیروی انسانی متخصص و… باشد. در همۀ دنیا متولیان ساخت انیمیشن و برنامهها دولتها هستند. ایران هفتاد سال قدمت ساخت انیمیشن دارد؛ یعنی ما از خیلی از کشورها، ازجمله کره، ژاپن، امارات، عمان، ترکیه و کشورهای دیگر ساخت انیمیشن را زودتر آغاز کردیم. کارها و سوابق خیلی خوبی هم در تاریخچهمان داریم؛ ولی روند آن منقطع و بدون سیاستگذاری است؛ بههمین دلیل امروز، اکثر انیماتورها برای شرکتهای خارجی کار میکنند؛ چون دریافتی که از داخل دارند بسیار ناچیز است.
ساخت انیمیشن برای کودکان؛ سرمایهگذاری بلندمدت
در بهترین حالت، تماشای انیمیشن برای بزرگسالان نوعی آموزش بههمراه دارد؛ بدین معنا که آنها برای کسب یک آموزش هزینه میکنند، اما برای کودکان نوعی سرمایهگذاری است. بین هزینهکردن و سرمایهگذاریکردن تفاوت زیادی وجود دارد. سیاستگذاری و حمایت از این حوزه، سرمایهگذاری در جهت حفظ هویت ملی و سرزمینی ایران کودکان بهویژه کودکان دورۀ پیشدبستان است و این نیاز به برنامهریزی دارد. این معانی را یک انیمیشنساز میتواند برای کودکان بیافریند، اما انیمیشنهای خارجی مانند «سگهای نگهبان» و «دختر کفشدوزکی»، در ذهن بچههای پیش از دبستان اتفاقاتی را رقم میزند که مربوط به سرزمین ایران نیست. طبق نظریۀ مونتهسوری، آموزههای پیش از دبستان بسیار تأثیرگذارتر از آموزههای دانشگاه است؛ بنابراین سرمایهگذاری در این حوزه یک سرمایهگذاری آیندهنگر و بلندمدت است.
نتیجهگیری
صنایع خلاق و فرهنگی ویژگیهایی دارد که باید در سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرد. تولید صنایع فرهنگی بهویژه انیمیشن، بهتدریج و زمانبَر است. هیچ محصولی با سرعت بالا تولید نمیشود؛ بههمین دلیل این حوزه نیازمند سیاستهای باثبات است که در طی چند سال تغییر نکند؛ ازسویدیگر، فرایند تولید یک انیمیشن، هزینهبر است، هم بهلحاظ تجهیزات مورد کاربرد و هم دستمزد نیروی انسانی متخصص؛ بههمین دلیل نیازمند سرمایهگذاریها کلان دولتی است تا بتواند با محصولات خارجی رقابت کرده و در بازار فرهنگی کشور دوام بیاورد. این سرمایهگذاری دولت، یک سرمایهگذاری بلندمدت و آیندهگرا در پرورش و تربیت نسل آینده است.
سرکار خانم شاهینوری: ظرفیت های زیستبوم خلاق کشور برای تحولات فرهنگی ایران
زیستبوم خلاق؛ یک مفهوم جدید
زیستبوم خلاق، بهنوعی یک مفهوم ابتکاری است؛ چراکه از عنوان زیستبوم صنایع خلاق بسیار استفاده میشود، اما زیستبوم خلاق، یک اکوسیستم شایع است که تاریخ و پیشینۀ علمی خود را دارد؛ ولی در ایران با این عنوان خیلی مطرح و اطلاق نمیشد. شاید بههمین دلیل، ظرفیتهای زیستبوم خلاق در ایران مورد غفلت واقع شده؛ زیرا از تعریف آن اطلاع ندارند؛ بهعبارتی همۀ ما در زیستبوم خلاق زندگی میکنیم، در این زیستبوم کاراکتر تولید و طراحی میشود و افراد آموزش میبینند و به دیگران آموزش میدهند؛ بهعبارتی منابع انسانی دارای خلاقیت، تحقیق و پژوهش، سیاستگذاری و تولید، توزیع و فروش محصولات خلاق و تولید ارزش افزوده، همۀ فضای زیستبوم خلاق را تشکیل میدهند. زیستبوم صنایع فرهنگی نیز زیرمجموعۀ زیستبوم خلاق است. خلاقیت، یکی از عوامل مهم ایجاد زیستبوم خلاق است.
نبود زیستبوم خلاق در شهرها
باوجود ظرفیتهای مختلف فرهنگی و تمدنی در شهرهای ایران، اما ما شاهد زیستبوم خلاق در شهرها نیستیم؛ برای مثال، تهران آن شهری که میخواهد منتج به تمدن نوین اسلامی شود نیست. لازم هم نیست ما متناسب با شاخصهای یونسکو خلاق شویم. ما میتوانیم شبکۀ جهانی مسلمانان را داشته باشیم، نه اینکه صرفاً با شاخصهای یونسکو جلو برویم. ما باید زیستبوم شهری را طوری طراحی کنیم که مردم خودشان محتوا تولید کنند. برای این کار، نیاز به انواع برنامههای استعدادیابی و آموزش خلاق در نظام آموزشوپرورش داریم. متأسفانه، برنامههای درسی نظام آموزشوپرورش و حتی دانشگاهها بههیچعنوان خلاقانه نیست. این آموزشها در مدارس خاص و کلاسهای ویژه، تنها با هزینههای گزاف قابل دسترسی عدۀ معدودی است.
عدم وجود سیاست یا سیاستگذاری برای زیست خلاقانه
منابع انسانی خلاق نبوده و شاهد زیست کارمندی غیرخلاق در بدنۀ دولتی کشور هستیم. زیست کارمندی غیرخلاقانه، منجر به رفتار و تصمیمات بدون تفکر و غیرخلاق و نهایتاً درگیر روزمرگی شدن میشود؛ بنابراین همهچیز کنار هم چیده شد تا یک اکوسیستم مصنوعی در زیست ما به وجود آید. نتیجۀ این اکوسیستم مصنوعی و غیرفعال، وجود ویسیهای محدودی است که صنایع فرهنگی و خلاق سرمایهگذاری و صندوقهای محدودی دارند یا سندی مثل سند توسعۀ فناوری نرم که هفت سال طراحی و ارائۀ آن طول کشید و در آخرین روزهای ریاست جمهوری آقای روحانی ابلاغ شده است. زیستبوم فناوری نرم، تاکنون هیچ سندی در اختیار نداشته است و ما تازه به این نتیجه رسیدیم که از آنجا که انقلاب از نوع فرهنگی و نرم بوده، پس اقتصاد و فرهنگ کشور را تنها نباید از طریق نفت رقم زد، بلکه باید از صنایع فرهنگی استفاده کرد. سنگاپور خیلی جلوتر از ما شهر آینده را ترسیم کرد و ما الان در سنگاپور، آینده و زیست آینده را میبینیم که نتیجۀ بیست سال طراحی و اجرای برنامههای عملیاتی و تاکتیکی در حوزۀ صنایع فرهنگی است.
سیاستگذاریها نامتناسب با زیستبوم اخلاق
هر فردی اگر از کودکی تحتآموزش خلاق قرار گیرد، عضوی از زیستبوم خلاق است. تربیت افراد خلاق علاوهبر آموزش، نیازمند شهر خلاق و شهروندان خلاق است. اگر شهرهای ما شهرهای خلاقی بودند، ما هم شهروند یک شهر خلاق بودیم؛ دراینصورت لازم نبود که زیستبوم خلاق را بهعنوان بستری جدا بررسی کنیم و از تفکیک صنایع نرم و صنایع سخت سخن بگوییم. از ابتدا، باید زیست افراد و فناوریها و حتی تعاملات حکمرانی با مردم، نرم باشد، اما متأسفانه سیاستگذاریها از بالا به پایین داشتند و بدون نظرسنجی از مردم و پشت درهای پارلمانها و قوا صورت گرفته و مردم تنها تبدیل به مصرفکننده شدهاند. نوع نظارت و قانونگذاریها نیز مبهم و نهاد متولی آن مشخص نیست.
ظرفیتهای موجود خلاق و فرهنگی و عدم شناخت آن
امروزه، وزارت سَمت یک بخش تخصصی با نام صنایع فرهنگی دارد، اما وزارتخانه درک درستی از آن ندارد. امروز کمپانیهای بزرگ مانند «پورشه» از طرح فرش ایرانی برای ساخت مدل جدید استفاده میکند؛ چون اقبال زیادی در دنیا برای فرش ایرانی وجود دارد. در ایران برخی معتقدند بهدلیل نبود برخی خدمات به گردشگران خارجی نمیتوان از گردشگری سخن گفت، درحالیکه ما امروز گردشگری معادن در ایران داریم. امروز، پرمخاطبترین گردشگری در جهان، گردشگری منابع است و ما غنی از منابع مس و طلا و… هستیم؛ اما هیچ برنامهای برای آن نداریم یا معتقدیم که بهخاطر محدودیتهایمان نمیتوانیم فیلم جهانپسند بسازیم؛ درصورتیکه ارزشهای فرهنگی ما مانند همسایگی، هممحلهبودن، نذریدادن، مکتب عاشورایی و انواع خوراک، ظرفیتهایی است که میتوانیم از آنها استفاده کنیم.
سند توسعه ملی فناوریهای نرم، نقطهقوت سیاستگذاری
سند توسعۀ فناوریهای نرم با شاخص کلیدی عملکرد تا سال 1404 تصویب و درحالحاضر در آن عناوین فناوری نرم، صنایع فرهنگی، انیمیشن، مد و پوشاک و حتی نوآوری اجتماعی در آن قید شده است. برای شاخص کلیدی عملکرد در معاونت علمی ریاست جمهوری، کارگروههایی چون طراحی صنعتی، صنایع دستی، پویانمایی، کمیک، سبک زندگی و… تصویب شده است که درحال کار بر این موضوعات هستند. این سند ظرفیتهایی را ایجاد میکند تا میزان بودجه و وظایف هر سازمان در قبال رشد هریک از بخشهای زیستبوم خلاق مشخص باشد.
جدایی کنشگران؛ عرصۀ زیستبوم خلاق
زنجیره یا چرخۀ زیستبوم خلاق بهدرستی تنظیم نشده است. همۀ کنشگران، اعم از تولیدکننده، عرضهکننده، دانشگاهیان، هنرمندان و… بهطور جداگانه فعالیت میکنند و هیچ ارتباطی با هم ندارند. آنها حتی معنا و تعاریف بسیاری از مفاهیم نظیر اقتصاد، هنر، جریان نقدینگی، تحلیل بازار، قیمتگذاری، مخاطبشناسی و… را نمیدانند یا درعمل نمیتوانند آن را پیاده کنند.
هماهنگی سازمانها و نهادهای متولی
اما برای دستیابی به رشد شاخصهای مطلوب، هریک از عناوین سند عملکرد، نیازمند پیوند همۀ دستگاههای متولی است تا بتوان به اهداف تعیینشده تا سال 1404 دست یافت. برایناساس، میتوان گفت که امروز یک نهاد متولی مشخص، معاونت فناوری ریاست جمهوری، برای زیستبوم صنایع خلاق وجود دارد که سند از طریق آن تدوین شده و دیگر سازمانهای متعدد مانند وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، گردشگری، فرهنگ، ارتباطات و… بهصورت جداگانه به موضوع صنایع خلاق و فرهنگی نمیپردازند؛ اما همچنان به هماهنگی و پیوند این نهادها و سازمانها برای پیشرفت این زیستبوم نیازمندیم تا مانع از موازیکاری و هدررفتن بودجۀ بخش فرهنگی سازمانها شویم.
واگذاری امور به بخش خصوصی
برای رشد زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی، دولت باید بهجای اینکه خود، متصدی همۀ امور باشد، کار را به شرکتهای خصوصی واگذار کند. دولت باید از نقش متصدی، به متولی تغییر یابد و با حمایت و تأمین زیرساختهای لازم برای زیستبوم صنایع خلاق و فرهنگی، به دستیابی به شاخصهای رشد 1404 کمک نماید.
حمایت بیشتر از فناوریهای نرم و خانههای خلاق
طبق سند توسعۀ فناوریهای نرم، معاونت به دو بخش فناوریها نرم و سخت تقسیم شده است. خانههای خلاق در زیستبوم خلاق از فناوریهای نرم پشتیبانی میکنند و فناوریهای سخت نیز شامل شرکتهای دانشبنیان است که از انواع حمایتها نظیر صندوق نوآوری و شکوفایی، سربازی، مالیات، بیمه و… برخوردارند. دراینخصوص، به نظر میرسد فناوریهای نرم نیاز به حمایت بیشتری دارند، نیروی انسانی خانههای خلاق به حمایت از معافیت مالیاتی، سربازی یا حضور و شرکت در نمایشگاههای مختلف بینالمللی یا برگزاری رویدادهای داخلی نیاز دارند. دراینخصوص، طبق گفتۀ مرکز پژوهشهای مجلس قرار هست که در سال 1402 طرحی مبتنیبر ارائۀ خدمات به خانههای خلاق تصویب شود.
تشکیل گروه و اجتماع میان کنشگران و تولیدکنندگان صنایع خلاق و فرهنگی
اگر کنشگران و تولیدکنندگان مختلف، صنایع خلاق و فرهنگیاجتماعی را در قالب یک تشکل یا صنف یا گروه مردمنهاد تشکیل دهند، اینطور میتوانند مسائلشان را با صدای رساتری به سیاستگذاران و مسئولین برسانند. تشکیل یک گروه قوی غیردولتی، به حل مسائل و رشد زیستبوم خلاق و فرهنگی و قانونگذاری در این حوزه کمک خواهد کرد.
نتیجهگیری
زیستبوم خلاق مفهوم جدیدی است که غالباً در ایران مرسوم نبوده و بسیاری از مسئولین با تعریف آن آشنا نیستند. زیستبوم خلاق، فضایی است که همۀ مردم میتوانند در آن زندگی کنند، اگر شرایط ساختاری و زیرساختی آن فراهم شود؛ اما متأسفانه ما امروز شاهد زیستبوم خلاق در شهرهای بزرگی چون تهران نیستیم. دراینخصوص، نیازمند سیاستگذاری برای ایجاد فضای خلاق در شهرها و همچنین حمایت از نهادها و مؤسساتی هستیم که منجر به پیشرفت فضای خلاق میشود؛ البته امروز سند توسعۀ ملی فناوریهای نرم تصویب و درحال اجراست که برای دستیابی به رشد شاخصهای عملکرد بخشهای مختلف آن نیازمند هماهنگی و پیوند کنشگران مختلف عرصۀ زیستبوم صنایع خلاق و دستگاهها و نهادهایی هستیم که در این حوزه نقش دارند.
سرکار خانم نادری: چگونگی حمایت سازمان های فرهنگی از نیروی انسانی
تیمسازی؛ مهمترین عامل حمایت از زیستبوم صنایع خلاق
یکی از علل سرمایهگذارینکردن یا عدم اطمینان برای سرمایهگذاری در حوزۀ انیمیشن و بازی، این است که تیمسازی درستی در این حوزه صورت نگرفته است؛ درصورتیکه در حوزۀ سینما سرمایهگذاران باوجود عدم اطمینان در فروش و موفقیت فیلم، باز هم برای آن سرمایهگذاری میکنند، اما در صنایع فرهنگی مانند انیمیشن و بازی چنین اتفاقی نمیافتد؛ بههمین دلیل سازمانهای بزرگ عهدهدار تولید انیمیشن میشوند یا به سراغ افراد خاص میروند. ازآنجاکه تعداد افراد خاص و شناختهشده یا دارای ارتباط با سازمانها اندک است، آنها نمیتوانند پاسخگوی همۀ نیازها در تولید باشند یا ظرفیتهای موجود برای ارائه مانند کانالهای تلویزیون، به تعداد تولیدکنندگان نیست. معمولاً سفارشدهندگان انیمیشن به استودیوها و تیمها سفارش میدهند و قراردادهای حقوقی میبندند نه فردی؛ بههمین دلیل کار فردی باعث میشود که ما بازارهای بینالمللی را از دست بدهیم.
کار هماهنگ و شبکهای دولت و تولیدکنندگان صنایع فرهنگی
مالزی یک نمونۀ بسیار موفق در کار تیمی است: اکثر نیروهای انسانی و تولیدکنندگان حوزۀ انیمیشن که بهصورت فردی کار میکنند، بههم مرتبطاند، کار تیمی میکنند و مهمتر اینکه همۀ این تیمها با دولت قرارداد بسته و بهعنوان زیرمجموعۀ ارگانهای دولتی شناخته میشوند؛ برای مثال حتی در روستاهای مالزی خانمهای فریلنسر در استودیوهای خانگی برای پیکسار و دیزنی انیمیشن میسازند، اما دولت بر آنها نظارت دارد؛ اما در ایران دولت با افراد کار میکند که پس از مدتی آنها هم بهصورت انحصاری شرکت تأسیس میکنند، درصورتیکه مؤسسان کمپانیهای بزرگ تولید انیمیشن در دنیا بر مدار فرد خاصی نیستند. ولی این نوع برندسازی در ایران شکل نگرفته و در نتیجه، یک دهکدۀ کوچکی از افراد انیماتور ایجاد شده که همۀ کارهای مربوط به تولید را خودشان انجام میدهند. این مسئله باعث شده که صنعت انیمیشن در ایران بهدرستی شکل نگیرد. تولید انیمیشن نیاز به کار تیمی و جمعی دارد که سازمانهای بزرگ آن را مدیریت کنند، نه اینکه بر مدار فرد باشد.
تربیت نیروی انسانی توسط شرکتها با کمک دولت
در ایران استودیوهای بزرگ انیمیشنسازی که با سازمانهای دولتی کار میکنند، نیروی کار کمی دارند و این مسئلۀ مهمی است؛ برای مثال، یکی از اقدامات شرکتهای انیمیشنسازی در مالزی ضمن تولید انیمیشن، تربیت و تولید نیروی انسانی این حوزه است که همه بهصورت گروهی با مرکزیت دولت درحال کار هستند، اما در ایران اینگونه نیست؛ اما سیستم باید اینگونه باشد که وقتی سازمانهای سفارشدهندۀ بزرگی مانند صداوسیما به یک شرکت ساخت انیمیشن سفارش کار میدهد، تعداد نیروی انسانی آن شرکت نیز پس از اتمام کار افزایش یابد تا در بازار در حوزۀ نیروی انسانی نیز به ثبات برسد. الگوی استادشاگردی باید در همۀ صنایع خلاق و فرهنگی وجود داشته باشد.
ایجاد ثبات بازار نیروی انسانی صنایع فرهنگی
مسئلهای که در این حوزه وجود دارد، عدم ثبات بازار و تعیینکنندگی بازار بر میزان قیمت است. متأسفانه، نرخ ثابتی برای دستمزد نیروی انسانی بخش انیمیشن وجود ندارد و ممکن است تولیدکنندهها مقادیر مختلفی را بهعنوان دستمزد به نیروی انسانی خود بدهند؛ بهعبارتی اینگونه بازار، این صنعت را اداره میکند؛ درصورتیکه در هیچ صنعت فرهنگی بازار توسط نیروی کارش تعیین نمیشود، بلکه این بازار است که از طریق شرکتها و فعالان اقتصادی و نه دستمزدبگیران تعیین میشود. برایناساس متأسفانه، در صنعت انیمیشن، این نیروی کار و در شکل جدید آن فریلنسرها هستند که بر بازار و قیمتها تأثیر میگذارند.
نتیجهگیری
یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در زیست بوم صنایع خلاق، هماهنگسازی و گروهی کارکردن نیروی انسانی این بخش است. یکی از مسائل مرتبط با نیروی انسانی صنعت فرهنگی، بهویژه انیمیشن، فردمحوری و عدم وجود کارهای تیمی است. نیروی انسانی باید توسط شرکتهای ساخت انیمیشن در فرایند الگوی استادشاگردی تربیت شوند تا بازار نیز به ثبات دست پیدا کند. ثبات بازار به تعیین دستمزد نیروی انسانی و همچنین تعادل میان سفارشات و تعداد شرکتها و نیروی کار کمک خواهد کرد. این موضوع نیازمند سیاستگذاری و ورود صحیح دولت به این حوزه است.
سرکار خانم ولادت: نگاهی به زیستبوم بازی کودکان و نوجوانان در آینده
تولید محتوای داخلی برای ساخت اسباببازی
یکی از مسائل مهم در صنعت اسباببازی، نبود محتوای بومی مناسب است؛ بههمین دلیل تولیدکنندگان داخلی مجبورند که از شخصیتهای انیمیشنهای خارجی برای ساخت عروسک استفاده کنند؛ زیرا کودکان با اسطورهها و قهرمانان ایرانی خاطرهای ندارند و ارتباط برقرار نمیکنند؛ بههمین دلیل چون خودمان هیچ خوراک مناسب برای تولید نداریم، نمیتوانیم نگاه انتقادی به این موضوع داشته باشیم؛ بنابراین برای فراهمکردن خوراک و محتوای بومی مناسب برای تولید اسباببازی نیازمند تولید محتوا در صنایعی مانند انیمیشن هستیم.
ارتباط صنعت انیمیشن و بازی برای تولید اسباببازی
در ایران برای ایجاد اسباببازی متناسب با محتوای بومی و ایرانی، لازم است که تولیدکنندگان انیمیشن و بازی با تولیدکنندگان اسباببازی ارتباط برقرار کنند؛ زیرا در حوزۀ انیمیشن و بازی پتانسیلهایی وجود دارد که میتواند محتوای تولید بازیهای فیزیکی بوده و برای هفت الی ده سال آینده خوراک برای کودکان تهیه شود. اگر بتوان بخش انیمیشن و اسباببازی را با هم تلفیق کرد، میتوان کالای فیزیکی را تولید و بازار داخل و خارج را پوشش داد.
نتیجهگیری
مهمترین مشکل صنعت اسباببازی در ایران، نبود محتوای داخلی، بهعبارتی کاراکترهای بومی و ایرانی برای ساخت اسباببازی فیزیکی است؛ بههمین دلیل میتوان این مسئله را با تلفیق صنعت انیمیشن و اسباببازی حل کرد؛ زیرا صنعتی مانند انیمیشن پتانسیلهایی دارد که اسطورههای ایرانی را تبدیل به شخصیتهای محبوب برای کودکان میکند و از این طریق محتوا و خوراک برای تولید اسباببازی فراهم میشود.
جناب آقای رحمانیپور
توجه به همۀ استانها و ظرفیتهای آنها در سیاستگذاری
یکی از مسائل مهم در حوزۀ صنایع خلاق و فرهنگی، توجه پایتخت و فراموشکردن ظرفیتها و امکانات و مسائل خاص استانهای دیگر ایران است. بسیاری از استانها دارای پتانسیلهای خوبی در حوزۀ صنایع فرهنگی هستند؛ مانند سیستان و بلوچستان، شیراز، تبریز و… ، اما بهخاطر توجه کمتر به آنها نسبت به تهران، پیشرفتی نکرده و ازنظر نیرو و ایده، استانها خالی شدند؛ زیرا نیروی انسانی متخصص مهاجرت کرده است. با توجه به ظرفیتها و پتانسیلهای فرهنگی همۀ نقاط ایران، نیازمند توجه یکسان و زیرساختهای موردنیاز و متناسب با شرایط آن منطقه است. این امکانات میتواند از یک مکان برای انجام کار باشد تا حمایتهای مالی برای ساخت یک بازی یا انیمیشن.
فرهنگسازی؛ کار تیمی
یکی از مسائل موجود، بهطور کلی، نبود فرهنگ کار تیمی است. ما باید در آموزش نیروی انسانی فرهنگ کار گروهی را هم به آنها آموزش دهیم؛ زیرا تولید یک بازی یا انیمیشن چه در داخل چه در خارج، نیازمند کار گروهی است نه فردی؛ بنابراین کار تیمی باید در نیروی انسانی فرهنگسازی شود.
تأمین اجتماعی نیروی انسانی زیستبوم خلاق
برای برخی از نیروی انسانی صنایع خلاق و فرهنگی، مانند بازیسازی در سازمان تامین اجتماعی، کد سِمت شغلی بهطور مشخص ایجاد نشده، همه با یک عنوان کارگر یا کارمند یا مهندس نرمافزار شناخته شده؛ بههمین دلیل آنها از خدمات تأمین اجتماعی و بیمۀ متناسب با سِمت شغلی خود برخودار نیستند؛ لذا نیاز است که شغل نیروی انسانی این عرصه، بهطور رسمی توسط سازمانهای مرتبط مورد پذیرش و ثبت شود.

